سبز اندیشان کارون -تجربه هایی برای فردای بهتر


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو




آخرین مطالب
 



 

این نتیجه مؤید این حقیقت است که اجرای روش حل تمرین بر میزان تأثیرات هیجانی آنان تأثیر ندارد.

 

 

 

فرضیه چهارم پژوهش:ارائه تکلیف به روش حل تمرین بر فعالیت برنامه ریزی دانش آموزان تأثیر دارد.

 

با توجه به جدول۱۱ – ۴ نتیجه می گیریم که بین میزان فعالیت برنامه ریزی گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون،پس از حذف تأثیر پیش آزمون تفاوت معنا دار وجود دارد.

 

همچنین مشاهده می شود میزان فعالیت برنامه ریزی دانش آموزانی که به آن ها تکلیف شب به شیوه حل تمرین ارائه شده،از میزان فعالیت برنامه ریزی دانش آموزانی که به آن ها تکلیف شب به شیوه حل تمرین ارائه نشده،بیشتر است و فرض پژوهشگر تأیید می شود،که نتایج این پژوهش با نتایج تحقیقات؛صنف(۱۳۷۰)،پورحسین(۱۳۷۵)،آبکار(۱۳۷۷)،ریحانه نژاد(۱۳۷۹)،بنائی (۱۳۷۸)،دویل و باربر(۱۹۹۱)،ایستین(۱۹۹۲)،کوپر(۱۹۹۸)و کراوول و بیل(۲۰۰۸)همسویی دارد.

 

در تبیین این فرضیه می توان بیان داشت،که به نظر می‌رسد با توجه به فعال بودن دانش آموزان در روش حل تمرین ، یادگیری مطالب درسی توسط آن ها بهتر صورت گرفته و در نتیجه آنان توانسته اند فعالیت برنامه ریزی مؤثری داشته باشند،این در حالی است که دانش آموزانی که در روش حل تمرین شرکت نداشته اند،به دلیل عدم استفاده از روش حل تمرین نتوانسته انداز فعالیت برنامه ریزی مؤثرتری داشته باشند.

 

این نتیجه مؤید این حقیقت است که اجرای روش حل تمرین بر فعالیت برنامه ریزی آنان تأثیر شگرفی دارد .

 

فرضیه پنجم پژوهش:ارائه تکلیف به روش حل تمرین بر فقدان کنترل پیامد دانش آموزان تأثیر دارد.

 

با توجه به جدول۱۴-۴ نتیجه می گیریم که بین میزان فقدان کنترل پیامد گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون،پس از حذف تأثیر پیش آزمون تفاوت معنا دار وجود ندارد.همچنین مشاهده می شود میزان فقدان کنترل پیامددانش آموزانی که به آن ها تکلیف شب به شیوه حل تمرین ارائه شده،از میزان فقدان کنترل پیامد دانش آموزانی که به آن ها تکلیف شب به شیوه حل تمرین ارائه نشده،کمتر است وفرض پژوهشگر تأیید نمی شود ، که نتایج این پژوهش با نتایج تحقیقات؛بنائی(۱۳۷۸)و کوپر(۱۹۹۸)همسویی دارد .

 

در تبیین این فرضیه می توان بیان داشت ، که به نظر می‌رسد دانش آموزانی که در روش حل تمرین شرکت نداشته اند ، یادگیری مطالب درسی توسط آن ها بهتر صورت گرفته و در نتیجه آنان توانسته اند فقدان کنترل پیامد مؤثری داشته باشند، این در حالی است که دانش آموزانی که درروش حل تمرین شرکت داشته اند،نتوانسته اندازفقدان کنترل پیامد مؤثرتری داشته باشند.

 

این نتیجه مؤید این حقیقت است که اجرای روش حل تمرین بر فقدان کنترل پیامد آنان تأ ثیری ندارد .

 

فرضیه ششم پژوهش:ارائه تکلیف به روش حل تمرین در انگیزش دانش آموزان تأثیر دارد.

 

با توجه به جدول ۱۷- ۴ نتیجه می گیریم که بین میزان انگیزش گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون،پس ازحذف تأثیر پیش آزمون تفاوت معنا دار وجود ندارد . هم چنین مشاهده می شود میزان انگیزش دانش آموزانی که به آن هاتکلیف شب به شیوه حل تمرین ارائه شده،از میزان انگیزش دانش آموزانی که به آن ها تکلیف شب به شیوه حل تمرین ارائه نشده،کمتر است وفرض پژوهشگر تأیید نمی شود،که نتایج این پژوهش با نتایج تحقیقات؛بنائی(۱۳۷۸)،کوپر(۱۹۹۸)وکراول و بیل(۲۰۰۸)همسویی دارد.

 

در تبیین این فرضیه می توان بیان داشت،که به نظر می‌رسد دانش آموزانیکه در روش حل تمرین شرکت نداشته اند ، یادگیری مطالب درسی توسط آن ها بهتر صورت گرفته و در نتیجه آنان توانسته اند انگیزش مؤثری داشته باشند ، این در حالی است که دانش آموزانی که در روش حل تمرین شرکت داشته اند ، نتوانسته اند انگیزش مؤثرتری داشته باشند.

 

این نتیجه مؤید این حقیقت است که اجرای روش حل تمرین در انگیزش آنان تأ ثیری ندارد .

 

۵-۲ پیشنهاد دات حاصل از نتایج تحقیق

 

مهمترین پیشنهاد هایی که بر اساس یافته های این پژوهش جهت استفاده معلمان،والدین،پژوهشگران علاقمند به پیگیری تکالیف شب و دانش آموزان ارائه می‌گردد عبارتند از :

 

۱-معلمان با به کارگیری این روش،اهتمام در رشد همه جانبه دانش آموزان داشته ‌باشند تا آن ها علاوه بر یادگیری عمیق،زمینه حل تمرین نیز برای آن ها فراهم شود.

 

۲- فعالیت هایی که پس از پایان درس به عنوان تکلیف شب به دانش آموزان به صورت حل تمرین ارائه شود،تا به یادگیری اثربخش و در نتیجه به یک عملکرد تحصیلی موفقیت امیز رهنمون بشوند.

 

    1. ۱-Home work ↑

 

    1. ۱-Dewei ↑

 

    1. ۲-Piaget ↑

 

    1. ۱- Strother ↑

 

    1. ۲- Bruner ↑

 

    1. ۳-Skinner ↑

 

    1. ۱-Sorendaice ↑

 

    1. ۱-Willer ↑

 

    1. ۲-Cooper ↑

 

    1. ۱-Eastite ↑

 

    1. ۲-Wallberge ↑

 

    1. ۳-Andersson ↑

 

    1. ۱- Doowile ↑

 

    1. ۲-Barber ↑

 

    1. ۳- Eastine ↑

 

    1. ۴- Cooper ↑

 

    1. ۱- Cerawwel ↑

 

    1. ۲- Bill ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 11:52:00 ب.ظ ]




۱) تاثیرعملکرد شهروندی سازمانی بر ارزیابی مدیران از عملکرد و قضاوت آن ها به تقسیم پــاداش ها، ارتقاء ها.

 

۲) تاثیر عملکرد شهروندی سازمانی بر عملکرد و موفقیت کلی سازمان( شکر کن، نعامی ، نیسی ،۱۳۸۰).

 

.مکنزی و پودساکوف[۳۹](۱۹۹۳)، دلایل متعددی را بیان کردند که چرا مدیران برای عملکرد شهروندی سازمانی ارزش قائل شده و در ارزیابی عملکرد کارکنان شان به آن توجه دارند و خلاصه مطالعات در دلایل مذبور حاکی از آن است که عملکرد شهروندی سازمانی تاثیر بسزایی بر نحوه ارزیابی مدیران از عملکرد و همچنین سایر تصمیمات آن ها دارد. خلاصه چندین مطالعه که به بررسی تاثیرات نسبی رفتار شهروندی سازمانی بر ارزیابی عینی و ذهنی از عملکرد پرداختــه اند نشــان داده است که ابعاد پنج گانه رفتار شهروندی سازمانی یک تاثیر مثبت قابل توجهی بر نحوه ارزیابی عملکرد توسط ارزیابی کنندگان دارد و هر کدام به شکلی خاص بر نگرش ارزیاب ها مؤثر است، بویژه رفتار یاری کننده یا نوع دوستی که متمایز تر و برجسته تر از دیگر ابعاد به چشــــــــم می خورده است. محققان ضمن مطالعات خود اذعان داشتند که رفتار شهروندی سازمانی بر ارزیابی عملکرد عینی و ذهنی کارکنان تاثیر بسزایی دارد.

 

۲-۳-۵- چهارچوب های مرتبط با رفتار شهروندی سازمانی

 

رفتارهای فرانقشی[۴۰]: این اصطلاح، معنایی مشابه با عملکرد شهروندی سازمانی دارد و به معنای رفتارهای که فراتر از انتظارات نقش موجود است و تلاش می‌کنند که به سازمان سود برسانند، می‌باشد. اما این مفهوم ،بعد اطاعت رفتار شهروندی سازمانی را در بر نمی گیرد. به دلیل این که این بعد، به صورت آشکار و یا ضمنی در شرح وظایف شغلی آمده است(ارگان، ۲۰۰۶).

 

رفتار فرا نقش به معنای جلوگیری از فعالیت های غیر قانونی و غیر اخلاقی که در سازمان اتفاق می افتد و وضع قوانین به وسیله صاحبان قدرت، که بتوانند آن چنان فعالیت ها را کاهش دهند و همچنین اعتراضات وجدان گرایانه نسبت به شرایط موجود سازمان به دلیل نگرانی راجع به کارایی، مشروعیت و عدالت سازمانی می‌باشد. ‌بنابرین‏، دلیلی که این رفتار را به عنوان رفتارهای فرانقشی در نظر گرفته اند این است که آن ها به انجام بهتر کارهای سازمانی کمک، و فراتر از انتظارات نقشی موجود می‌باشد(سلاسل، ۱۳۸۹).

 

چگونه رفتار شهروندی سازمانی، به کارایی سازمان کمک می‌کند؟

 

۱-کمک: کمک و مهربانی نسبت به غریبه ها(مانند مصرف کننده و عرضه کننده) توانایی سازمان را در وارد کردن منابع تسهیل و بر احساسات آن ها نسبت به سازمان تاثیر می‌گذارد و این باعث انتقال و انجام به موقع سفارشات از طرف عرضه کننده، وفاداری بیشتر از طرف مصرف کننده و یا شاید باعث استخدام کارمندان آینده شود.ممکن است اغراق آمیز به نظر آید که گفته شود فقط از کمک کردن سودهای فراوانی به دست می‌آید. اما واقعاً اینطور نیست، چون جریان مداوم کمک به وسیله تعداد زیادی از کارمندان در طولانی مدت سودهایی فراوان را فراهم می آورد.

 

۲–اطاعت: اگر کارمندان مرخصی اضافه نگیرند و از تلفن ها برای صحبت های غیر ضروری کمتر استفاده کنند، این به انجام مفیدتر کارها کمک می‌کند.هنگامی که کارمندان قوانین و مقررات کاری را ‌در مورد استفاده از منابع سازمانی رعایت کنند سرمایه های سازمان به گونه ای مؤثر در همه قسمت های مربوطه مصرف می شود. ممکن است این سئوال مطرح شود که آیا رعایت قوانین کاری جزء وظایف کارمندان نمی باشد؟ آیا از کارمندان انتظار نمی رود که قوانین کاری را رعایت کنند و به موقع در محل کار حضور یابند. ‌بنابرین‏، چگونه این رفتارها در حیطه عملکرد شهروندی سازمانی قرار می گیرند؟پاسخ ما به آن سئوال منطقی این است که “بله” بعضی از غیبت ها هم مورد انتظار و هم کاملاً تأیید شده می‌باشند(مانند بیماری، شرایط جوی و غیره) اما واکنش افراد نسبت ‌به این شرایط متفاوت است. بعضی از کارمندان متعهدتر می‌باشند و تلاش می‌کنند که وظایف محوله به خود را کامل و صحیح انجام دهند در حالی که بعضی از کارمندان دیگر یک حالت تهوع و یا یک سردرد خفیف را دلیل موجه ای برای بیماری می دانند و مرخصی می گیرند.

 

۳– جوانمردی: سازمان ها برای افزایش عملکرد کارمندان در مکان فیزیکی، استخدام نیروی کار، شیوه تولید و ساعات کاری تغییراتی را به وجود می آورند. تحمل این تغییرات برای بعضی از کارمندان نسبت به کارمندان دیگر پائین تر است و آن چنان تغییراتی برای آن ها نا عادلانه جلـوه می‌کند و احساس می‌کنند که حق اعتراض دارند. ‌بنابرین‏، سرسختانه مقاومت، اعتراض شکایت می‌کنند. اما برای بعضی کارمندان دیگر با چنین تغییراتی هر چند که ناراحت کننده باشد کنــار می‌آیند ویا حداقل برای مدت زمانی آن را تحمل می‌کنند(ارگان، ۲۰۰۶).

 

تأثیر ویژگی های کاری بر رفتار شهروندی سازمانی

 

۱- استقلال وظیفه[۴۱]: استقلال کاری به میزان دخالتی که کارمندان در برنامه های کاری، انتخاب تجهیزاتی که از آن ها استفاده می‌کنند و تعین دستورالعمل های که دنبال می‌کنند گفته می شود. استقلال کاری، احساس مسئولیت و مالکیت برای نتایج کاری را افزایش می‌دهد و باعث می شود که کارمندان هر کاری برای انجام وظایف به نحو احسن انجام دهند و همچنین باعث کنترل بیشتر کارمندان بر کارشان می شود، که این باعث افزایش رضایت شغلی و در نهایت افزایش عملکرد شهروندی سازمانی کارمندان می شود و در آن طرف دیگر، کاهش استقلال کاری ممکن است باعث افزایش درماندگی آموخته شده و در نهایت کاهش عملکرد شهروندی سازمانی می شود.

 

۲- هویت وظیفه[۴۲]: ناظر بر آن است که آیا کارکنان در انجام فعالیت‌های خود بخش معناداری از کار را تا رسیدن به نتیجه‌ نهایی انجام می‌دهند و آیا نسبت به کل فرایند کار از درک و آگاهی کافی برخوردارند یا خیر؟ هویت شغلی با ادراک فرایند انجام کار و ارتباط آن با محصول نهایی و سایر فعالیت‌های سازمان مرتبط است.

 

۳- تنوع وظیفه[۴۳]: به میزانی که یک شغلی نیاز به استفاده از مهارت های گوناگونی دارد گفتـــه می شود. وقتی لازمه شغلی یا وظیفه ای انجام فعالیت هایی باشد که برای فرد چالشی بوده و مهارت ها و توانایی‌های وی را افزایش دهد، غالباً چنین شغلی برای وی با معناتر تلقی می‌گردد.

 

۴-اهمیت وظیفه[۴۴]: به میزان تاثیری که یک شغلی بر زندگی و کار مردم دیگر دارد. اگر برداشت فرد این باشد که کارش تاثیر مهمی در رفاه و آسایش دیگران دارد، احساس با معنا بودن در وی افزایش می‌یابد مثلاً تکنسین لابراتوار دارو سازی، شغلی بسیار با اهمیت تری است تا مهندسی کارخانه‌ها کاغذ توالت سازی، هرچند هر دو آن ها ممکن است از لحاظ سطح مهارتی همسان باشند. ‌بنابرین‏ کارهای که تنوع، همسانی و اهمیت بالاتری دارند ارزشمندتر و با اهمیت ترند و کارمندان انگیزه بیشتری برای صرف انرژی و تلاش دارند.

 

۵- وابستگی متقابل وظایف[۴۵]: وابستگی متقابل وظایف به میزانی که افراد یک گروه کاری نیاز به اطلاعات، ابزار و حمایت افراد ‌گروه‌های دیگر برای انجام کارشان دارند گفته می شود وابستگی متقابل وظایف باعث احساس مسئولیت اعضای گروه نسبت به سازمان و گروه می شود و آن انگیزه برای انجام عملکرد شهروندی سازمانی را افزایش می‌دهد.

 

۶- بازخورد کاری[۴۶]: به میزان اطلاعات روشن و مستقیمی که افراد ‌در مورد اثربخشی عملکردشان به دست می آورند گفته می شود. محققان بیان کردند بازخورد کاری بزرگترین تاثیر را بر عملکرد کارمندان می‌گذارد(ارگان، ۲۰۰۶).

 

۲-۳-۶- پیش آیندهای نگرشی رفتار شهروندی سازمانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:16:00 ب.ظ ]




۱-۴٫ کاربرد نتایج پژ 

پژوهش حاضر به منظور ارزشیابی پایگاه استنادی علوم جهان اسلام از دیدگاه جامعه‌‌ی علمی صورت پذیرفته است. با توجه به عمر کوتاه این پایگاه و همچنین اهمیت این پایگاه استنادی در سطح ملی و کشورهای اسلامی ارزشیابی آن می‌تواند به کارآمد شدن این پایگاه کمک کرده و فهمید که این پایگاه تا چه میزان به اهداف خود دست یافته است.

 

به طور کلی، این پژوهش می‌تواند کاربردهای زیر را داشته باشد:

 

    1. کمک به شناسایی بهتر و عمیق‌تر از پایگاه استنادی علوم جهان اسلام؛

 

    1. کمک به تکمیل محصولات، خدمات، و قابلیت‌های پایگاه‌های استنادی؛

 

      1. ارائه راهکارهای برای بهبود پایگاه استنادی علوم جهان اسلام؛

 

    1. کمک به طراحان و مسئولان پایگاه استنادی علوم جهان اسلام با تعیین نقاط قوت و ضعف پایگاه تا پایگاهی بهتر و ‌کارآمدتر ارائه دهند؛

 

    1. کمک به برنامه ریزان و سیاستگذاران وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری؛

 

    1. کمک به برنامه ریزان و سیاستگذاران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی؛

 

    1. کمک به اعضای هیئت علمی، اعضای هیئت ممیزه و اعضای کمیته ارتقاء در دانشگاه‌ها برای شناخت و استفاده بهتر از این پایگاه؛

 

  1. کمک به توسعه پژوهش‌های کیفی در حوزه بانک‌ها و پایگاه‌های اطلاعاتی و استنادی؛

۱-۵٫ اهداف پژوهش

 

۱-۵-۱٫ هدف اصلی

 

هدف اصلی این پژوهش ارزشیابی پایگاه استنادی علوم جهان اسلام از دیدگاه جامعه‌ علمی است.

 

۱-۵-۲٫ اهداف ویژه

 

    1. چگونگی شناخت و استفاده جامعه‌ علمی از قسمت‌های مختلف پایگاه استنادی علوم جهان اسلام(گزارش استنادی نشریات، نمایه استنادی علوم، طلایه داران علم ایران، مقالات پر استناد، مقالات داغ، جبهه‌های پژوهش، رتبه بندی دانشگاه‌ها)؛

 

    1. شناسایی نقاط قوت و ضعف هر یک از محصولات و خدمات پایگاه استنادی علوم جهان اسلام ازدیدگاه جامعه‌ علمی؛

 

    1. شناسایی فرصت‌ها و تهدیدهای هر یک از محصولات و خدمات پایگاه استنادی علوم جهان اسلام برای علم ایران از دیدگاه جامعه‌ علمی؛

 

  1. شناسایی راهکارهای مناسب جهت بهبود محصولات و خدمات پایگاه استنادی علوم جهان اسلام از دیدگاه جامعه‌ علمی.

۱-۶٫ سؤالات پژوهش

 

۱-۶-۱: سؤال اصلی

 

ارزشیابی پایگاه استنادی علوم جهان اسلام از دیدگاه جامعه علمی چگونه است؟

 

۱-۶-۲: سؤالات ویژه

 

    1. شناخت و استفاده جامعه‌ علمی از قسمت‌های مختلف پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (گزارش استنادی نشریات، نمایه استنادی علوم، طلایه داران علم ایران، مقالات پر استناد، مقالات داغ، جبهه‌های پژوهش، رتبه بندی دانشگاه‌ها) چگونه است؟

 

    1. نقاط قوت و ضعف هریک از محصولات و خدمات پایگاه استنادی علوم جهان اسلام ازدیدگاه جامعه‌ علمی کدامند؟

 

    1. فرصت‌ها و تهدیدهای هر یک از محصولات و خدمات پایگاه استنادی علوم جهان اسلام برای علم ایران از دیدگاه جامعه‌ علمی کدامند؟

 

  1. راهکارهای مناسب جهت بهبود خدمات پایگاه استنادی علوم جهان اسلام از دیدگاه جامعه‌ علمی کدامند؟

۱-۷٫ تعاریف مفهومی و عملیاتی اصطلاحات پژوهش

 

ارزشیابی[۱]:. «ارزشیابی به یک فرایند نظام‌دار برای جمع‌ آوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات گفته می‌شود ‌به این منظور که تعیین شود که آیا هدف‌های مورد نظر تحقق یافته‌اند یا در حال تحقق یافتن هستند و به چه میزان»(گی، ۱۹۹۱ به نقل از سیف، ۱۳۸۵).

 

منظور از ارزشیابی در این تحقیق جمع‌ آوری و تفسیر اطلاعات ‌در مورد پایگاه استنادی علوم جهان اسلام و محصولات آن، برای بررسی کیفیت آن ها و اینکه چقدر به اهداف خود دست یافته است می‌باشد.

 

پایگاه استنادی[۲]: پایگاه استنادی «آن دسته از پایگاه‌هایی هستند که با بهره گرفتن از رابطه‌ میان مدارک و استناد به آن ها، امکان دریافت نتایج و گزارش‌هایی را فراهم می‌سازند»(نوروزی چاکلی، ۱۳۹۰، ص ۳۰۱).

 

منظور از پایگاه استنادی در این تحقیق پایگاه استنادی علوم جهان اسلام است.

 

جامعه‌ علمی[۳]: «جامعه علمی شامل شبکه های علمی، ساختارهای مرتبط، نهادها و افرادی است که به طور ارادی و غیرارادی در قالب رفتاری چندسویه، چند سطحی و اغلب مبهم با یکدیگر در پیوندند»(داورپناه، ۱۳۸۶، ص ۴۱).

 

منظور از جامعه‌ علمی در پژوهش حاضر پژوهشگران و اعضای هیئت علمی می‌باشد.

 

فصل دوم

 

ادبیات پژوهش و پیشینه پژوهش

 

۲-۱٫ مقدمه

 

هدف از ارائه این فصل،آشنا ساختن مخاطب با ادبیات پژوهش انجام شده و ارائه پژوهش‌هایی است که در داخل و خارج نزدیک به موضوع مورد نظر انجام شده است. از آنجایی که ما در این پژوهش به دنبال ارزشیابی پایگاه استنادی علوم جهان اسلام هستیم ‌بنابرین‏ مطالب ارائه شده در این فصل در چهار بخش پایگاه‌های اطلاعاتی، پایگاه‌های استنادی، پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، و تحقیقات انجام شده ارائه شده است. در بخش اول مبانی نظری مربوط به پایگاه‌های اطلاعاتی بیان شده است.بخش دوم مربوط به مبانی نظری ‌در مورد پایگاه‌های استنادی است. بخش سوم مربوط به پایگاه استنادی علوم جهان اسلام می‌باشد که در این بخش مطالبی در راستای معرفی این پایگاه و بخش‌های مختلف آن بیان شده است. در نهایت برخی از تحقیقات انجام یافته در زمینه موضوع تحقیق(در سطح داخلی و خارجی) در بخش چهارم مورد بررسی قرار گرفته است.

 

۲-۲٫ بخش اول: پایگاه‌های اطلاعاتی

 

۲-۲-۱٫ تعریف پایگاه اطلاعاتی

 

بدون شک یکی از مهم ترین پدیده‌های چند دهه اخیر در صنعت اطلاعات و اطلاع رسانی، ظهور و محبوبیت پایگاه‌های اطلاعاتی ماشین خوان و به خصوص پایگاه‌های اطلاعاتی پیوسته بوده است که در زمینه‌ی شبکه اینترنت رشد نموده‌اند. اینترنت مجموعه‌ای از اطلاعات گوناگون در تمامی زمینه‌ها است که یکی از مهمترین عوامل در استفاده از این مجموعه، شناخت پایگاه‌های مناسب برای دستیابی به اطلاعات طبقه بندی شده و قابل استفاده‌ کاربران است(طلاچی، گوهری، بخشیان، ۱۳۹۰).

 

پایگاه اطلاعاتی[۴] به اطلاعاتی که روی یک فایل کامپیوتری ذخیره شده است و از راه دور و نزدیک به وسیله پایانه‌ها و ارتباط‌های الکترونیکی قابل دسترسی است گفته می‌شود. پایگاه اطلاعاتی می‌تواند حتی به صورت چاپی باشد. پایگاه اطلاعاتی معمولا یک موضوع خاص یا گروهی از موضوعات وابسته را در بر می‌گیرد. معمولاًبرای دستیابی به آن مخصوصاً اگر توسط سازمان‌های تجاری و خصوصی تهیه شده باشند مبلغی پرداخت می‌شود. برای دستیابی به گروهی از پایگاه‌های اطلاعاتی معمولاً از زبان و برنامه‌ معینی استفاده می‌شود(سلطانی، راستین، ۱۳۸۱).

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:33:00 ب.ظ ]




جدول ۳-۲: تناظر سؤالات پرسشنامه با هر یک از پرسش­های پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان سؤال شماره سؤال تعداد مجموعه سازی منابع ۱، ۴، ۶، ۱۵، ۲۱، ۲۲، ۲۶ ۷ حفاظت و نگهداری منابع ۵، ۸، ۱۰، ۱۴، ۱۹ ۵ سازماندهی منابع ۹، ۱۲، ۱۶، ۱۸، ۲۵ ۵ اشاعه اطلاعات ۳، ۱۱، ۱۷، ۲۰، ۲۴ ۵ مدیریت کتابخانه ۲، ۷، ۱۳، ۲۳ ۴

۳-۵-۱- روایی پرسشنامه

 

روایی یا اعتبار[۸۲] به معنای این است که آیا روش یا وسیله اندازه‌گیری که برای سنجش موضوع انتخاب شده متناسب است و آیا موضوع را به خوبی می‌سنجد یا نه؟ در این پژوهش جهت سنجش روایی درونی از روایی محتوایی، نوع صوری و اعتبار سازه ای، نوع تحلیل عاملی استفاده شده است.

 

روایی محتوایی این اطمینان را به وجود می‌آورد که مقیاس شامل یک سلسله موارد کافی و مناسب است، که این موارد معرف حیطه مفهومی مورد اندازه‌گیری است (خاکی، ۱۳۷۸، ص۲۸۹). روایی صوری نیز ‌به این مطلب اشاره دارد که وسیله اندازه‌گیری به کار رفته شده، چقدر آن چیزی را که محقق فکر می‌کرده، اندازه‌گیری می‌کند؟ (گودرزی، ۱۳۸۸، ص۳۸). به منظور تعیین روایی محتوایی و صوری در این پژوهش، پرسشنامه در اختیار اساتید راهنما، مشاور، و اساتید دیگر از گروه کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه یزد قرار گرفت و بعد از دریافت نظرات آنان، تا حد امکان اصلاحات و پیشنهادات آنان اعمال شد.

 

اعتبار سازه ای هم عبارت است از اینکه، آزمون مورد نظر به چه چیزی دلالت می‌کند و تا چه اندازه صفت مورد نظر را اندازه می‌گیرد (گودرزی، ۱۳۸۸، ص ۳۹). اعتبار سازه ای روش‌‌های متعددی دارد که در این پژوهش از تحلیل عاملی استفاده می‌شود. تحلیل عاملی روشی است که به کمک آن بررسی می‌کنیم که، آیا می‌توان با متغیر‌های اساسی کمتری (عامل ها) به تبیین موضوع مورد بررسی پرداخت؟ پس کار تحلیل عاملی کاهش تعداد زیاد متغیر ها به تعداد کمتر متغیر‌های اساسی است (گودرزی، ۱۳۸۸، ص ۳۹). ‌بنابرین‏ اولین کار انتخاب متغیر‌های مناسب برای تحلیل عاملی توسط آزمون کمو و بارتلت[۸۳] می‌باشد. این آزمون اطلاعاتی درباره توان عاملی شدن داده‌ ها به دست می‌دهد جدول ۳-۳ داده‌‌های حاصل از این آزمون را نشان می‌دهد.

 

جدول ۳-۳٫ آزمون کمو و بارتلت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Kaiser-Meyer-Olkin Measure of Sampling Adequacy. ۸۰/۰ Bartlett’s Test of Sphericity df ۳۲۵ Sig ۰۰۱/۰

مقدار آزمون KMO برابر ۸۰/۰ و نمایانگر کفایت حجم نمونه است. این شاخص از صفر تا یک تغییر می‌کند و کمتر از ۵/۰ غیر قابل قبول محسوب می‌شود. همچنین چون در آزمون بارتلت، ۰۵/۰> Sig می‌باشد توانایی عاملی بودن داده‌ ها تأیید می‌شود یعنی اگر۰۵/۰> Sig باشد لذا همبستگی در جامعه وجود دارد و می‌توان تحلیل عاملی را انجام داد و تعداد عامل (عوامل) زیر بنایی را به دست آورد.

 

۳-۵-۲- پایایی پرسشنامه

 

به منظور پایایی[۸۴] پرسشنامه مذکور، پس از انجام یک مطالعه مقدماتی بین ۳۰ نفر از اعضای نمونه و جمع‌ آوری پاسخ نامه‌‌‌های آن ها، مبادرت به محاسبه واریانس جامعه به منظور تعیین ضریب آلفای کرونباخ[۸۵] شد، که پس از ورود داده‌ ها با نرم افزار SPSS -16 [۸۶] ضریب آلفای کرونباخ برابر با ۹۳/۰ محاسبه گردید. جدول ۳-۴ ضریب پایایی هر یک از حوزه های تاثیر پذیر از فناوری اطلاعات می‌باشد.

 

جدول ۳-۴٫ ضریب پایایی حوزه های تاثیر پذیر از فناوری اطلاعات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حوزه های تاثیر پذیر از فناوری اطلاعات ضریب پایایی مجموعه سازی ۸۱/۰ حفاظت و نگهداری ۸۳/۰ خدمات عمومی ۶۹/۰ سازماندهی ۷۴/۰ اداره کتابخانه ها ۷۶/۰

۳-۶- شیوه جمع ­آوری اطلاعات

 

به منظور توزیع پرسشنامه ­ها در کتابخانه‌های عمومی استان یزد، محقق به طور حضوری پرسشنامه‌ها را در کتابخانه‌های شهرستان یزد و مهریز توزیع نمود و برای شهرستان‌های ابرکوه، اردکان، بافق، بهاباد، تفت، خاتم، صدوق، طبس، و میبد با هماهنگی‌های به عمل آمده با حراست و مسئول امور کتابخانه‌های استان، پرسشنامه‌ها از طریق اتوماسیون اداری و ایمیل اداری به کتابداران ارسال گردید، توزیع و گردآوری پرسشنامه و پاسخ­نامه­ ها، در آبان ماه ۱۳۹۰ به انجام رسید. و در نهایت ۹۶ پرسشنامه عودت داده شد.

 

۳-۷- روش­های تجزیه و تحلیل داده ­ها

 

تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی، با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS -16 صورت گرفته است. در سطح آمار توصیفی از فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، و واریانس در قالب جدول و نمودار و در سطح آمار استنباطی نظر به اینکه استفاده از آزمون پارامتریک مستلزم اطمینان از نرمال بودن توزیع داده­ ها بوده ابتدا آزمون کولموگروف – اسمیرنف اجرا و پس از آن برای تجزیه و تحلیل داده­ ها با توجه به متغیر‌های مورد بررسی از آزمون­ های ، هتلینگ[۸۷]، و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. شرح آزمون‌های مذبور به قرار ذیل است:

 

الف. آزمون : آزمون یک آزمون پارامتری است که به منظور تعیین معناداری تفاوت بین دو میانگین به کار می‌رود (گودرزی، ۱۳۸۸، ۲۳). در این پژوهش از آزمون تک نمونه ای[۸۸] برای تعیین اینکه آیا میانگین مشاهده شده هریک از پنج حوزه تاثیر پذیر از فناوری اطلاعات در مقایسه با میانگین فرضی متفاوت است یا خیر استفاده شد و از آزمون مستقل[۸۹] به منظور مقایسه نظرات پاسخگویان با توجه به جنسیت، و رشته تحصیلی آنان استفاده شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:01:00 ب.ظ ]




ایمونز (۲۰۰۰). معتقد است: هوش معنوی این معیارها را دارا است و پایه های زیست‌شناختی هوش معنوی را در سه سطح می‌توان بررسی کرد: زیست‌شناسی تکاملی‌، ژنتیک رفتاری، و دستگاه‌های عصبی.

 

کریک پاتریک[۴۲] (۱۹۹۹). معتقد است: همین که در طول تاریخ تکامل انسان، دین توانسته است سازوکارها و راهبردهای روان‌شناختی را به وجود آورد که از طریق انتخاب طبیعی بتواند بسیاری از مشکلاتی را که اجداد ما با آن روبه‌رو بوده‌اند حل و فصل کند، نشان‌دهنده کارکرد تکاملی دین و معنویت است. از جمله این سازوکارها، دلبستگی، وحدت و پیوستگی، تبادل اجتماعی و نوع‌دوستی قومی است. در خصوص ارثی بودن توانایی‌ها وظرفیت‌های معنوی نیز مطالعاتی انجام شده است، اما شواهد روان‌سنجی نشان می‌دهد که هوش معنوی یک ظرفیت عالی شناختی است،‌ نه یک توانایی اختصاصی که صرفاً به بخشی از مغز مربوط باشد که با تخریب مغزی و یا تحریک آن بتوان هوش معنوی افراد را دست‌کاری کرد.

 

به نظر می‌رسد که هوش معنوی بسیاری از معیارهای مطرح‌شده برای هوش را دارا است.

 

۱-۷-۴-هوش اجتماعی

 

تعریف مفهومی هوش اجتماعی:

 

خصوصیات افرادی که دارای هوش اجتماعی هستند از نظر گلمن و گاردنر (۲۰۰۱): قدرت کنار آمدن و ارتباط برقرار کردن با دیگران ” را هوش اجتماعی می‌گویند. افرادی که از هوش اجتماعی برخوردارند ، به راحتی با دیگران رابطه برقرار می‌کنند احساسات و واکنش های مردم را به خوبی پیش‌بینی کرده و به آن جهت می‌دهند و مشاجرات را حل و فصل می‌کنند.

 

تعریف عملیاتی هوش اجتماعی:

 

هوش اجتماعی با بهره گرفتن از پرسشنامه ۴۵ عبارتی گاردنر گلمن (۲۰۰۱)، مورد سنجش قرار می‌گیرد، پاسخ های درست یک امتیاز و پاسخ های نادرست ، امتیازی تعلق نمی گیرد .امتیاز بیشتر نشان دهنده هوش اجتماعی بالاتر است .

 

هوش اجتماعی برای نخستین بار زمانی که ثراندایک هوش را در سال ۱۹۲۰ به عنوان هوش اجتماعی ، مکانیکی و انتزاعی تعریف کرد به صورت جدی مورد بحث قرار گرفت .

 

دوقان و چتین(۲۰۰۹)،. اگر چه از آن زمان به بعد مطالعات زیادی در این زمینه صورت گرفته است با این حال این پژوهش ها همواره با مشکلاتی روبرو بوده است . یکی از مشکلات اصلی در مطالعه هوش اجتماعی این واقعیت است که پژوهشگران این سازه را در طول سالها به شیوه های متفاوتی تعریف کرده‌اند.

 

در تحقیقات بعدی بر این واقعیت پای می فشارند که هوش اجتماعی ساختار چند بعدی دارد با این حال ‌در مورد جنبه ها ی مختلف آن پیشنهادهای متفاوتی شده است. برای مثال مارلو[۴۳] در سال( ۱۹۸۶) در مدل هوش اجتماعی خود ساختار چهار بعدی را مطرح می‌کند : الف: علاقه اجتماعی ب: خودبسندگی اجتماعی ج: مهارت های همدلی(توانایی درک دیگران به به صورت شناختی و هیجانی ) د: مهارت های عملکرد اجتماعی (رفتارهای اجتماعی قابل مشاهده ) .

 

کوز میتزکی و جان ( ۱۹۹۳) بیان کرده‌اند که هوش اجتماعی از هفت مؤلفه‌ تشکیل شده است:

 

الف: خلق و خو و حالت‌های درونی افراد.

 

ب: توانایی کلی برای کنار آمدن با افراد دیگر.

 

ج: دانش درباره قوانین اجتماعی و زندگی اجتماعی.

 

د: بینش و حساسیت در مو قعیت های اجتماعی پیچیده .

 

ه : استفاده از تکنیک‌های اجتماعی برای نفوذ در دیگران .

 

و: دیدگاه گیری .

 

ز: سازگاری اجتماعی.

 

ارتباط هوش اجتماعی و بهزیستی روانشناختی:مارتین[۴۴](۲۰۰۸). ایجاد یک رابطه سالم یا به ‌دیگر سخن سیاست برقرار کردن یک رابطه یک توان خاص است. به دست آوردن این سیاست از یک سو به هوش اجتماعی مادرزادی وابسته است و از سوی دیگر به آموزش برون گرایی شخصیتی و علاقه به مردم مربوط است که نقش اساسی در بهزیستی روانشناختی دارد.

 

از زمان‌های بسیار دور، همیشه این سئوال مطرح بوده که چه چیزی باعث خوشبختی و بهزیستی می شود! هر یک از پژوهشگرانی که در این حیطه به کار پرداخته‌اند، عوامل و ابعاد خاصی، معرفی کرده‌اند که هر فردی که واجد این خصوصیات و ابعاد باشد، دارای نسبتی از بهزیستی روانی است. در این بخش سعی می‌گردد تبیین‌های نظری گوناگون در این خصوص و نیز پژوهش‌های صورت گرفته، بررسی شود.

 

در طول تاریخ، فلاسفه و رهبران مذهبی عقیده داشتند که داشتن عشق و معرفت و عدم دلبستگی به دنیا و متعلقات آن، عامل تکامل و بهزیستی است. معتقدین به اصل سودگرایی، مانند جرمی بنتهام[۴۵] ( ۱۹۴۸ ). اعتقاد داشتند که وجود خوشی و لذت، و عدم حضور درد در زندگی فرد، به بهزیستی می‌ انجامد. ‌به این ترتیب، می توان گفت که این دسته از افراد بر لذت هیجانی، روانی و جسمانی تأکید داشتند.

 

در واقع می توان گفت از سال ۲۰۰۳با نوشته های دانیل گلمن این عبارت بیشتر به کار گرفته شد و بر سر زبانها افتاد. به عبارت دیگر می توان آن را معادل «هوش بین فردی» نام نهاد. یکی از روانشناسان آن را چنین تعریف می‌کند: توانایی یک انسان برای درک بهینه انسان‌های اطراف خود و نشان دادن واکنش درست در برابر آن ها برای نیل به رفتار موفق اجتماعی. اما اهمیت هوش اجتماعی وقتی بیشتر مشخص می شود که می بینیم (یونسکو) با انتشار یک کتاب به نام « یادگیری اجتماعی – عاطفی و محیط آموزشی» بر افزایش هوش اجتماعی همه دانش آموزان و دانشجویان جهان تأکید می‌کند. گلمن (۲۰۰۳) علم عصب شناسی کشف ‌کرده‌است که طراحی مغز انسان به گونه ای است که او را موجودی اجتماعی می‌سازد ، یعنی هر زمان که با کسی سر و کار پیدا می‌کنیم، به گونه ای اجتناب ناپذیر وارد یک رابطه صمیمانه مغز به مغز می‌شویم.

 

این رابطه مغزی به ما امکان می‌دهد که بر مغز، همین طور جسم شخص دیگرتأثیربگذاریم- همان طور که او می‌تواند بر ما تأثیر بگذارد.حتی عادی ترین تماس های روزمره، به عنوان تنظیم کننده های مغز عمل می‌کنند، عواطف و هیجانات ما را شکل می‌دهند و بعضی از آن ها برای ما مطلوب و خواستنی می‌شوند، و بقیه نه.هر چه قدر ارتباط ما با دیگری از نظر عاطفی قوی تر باشد، تأثیرگذاری دوطرفه مان بر یکدیگر بیشتر خواهد بود. بیشترین داد و ستدهای عاطفی ما با افرادی صورت می‌گیرد که بیشترین اوقات خود را با آن ها می گذرانیم-به ویژه آنهایی که بیشترین حس دلسوزی و مراقبت را نسبت به آن ها داریم.در طی این ارتباطات مغزی،مغزهای ما با یکدیگر وارد نوعی پایکوبی عاطفی و احساسی می شود.روابط اجتماعی ما با مردم، همانند نوعی تنظیم کننده عمل می‌کند.چیزی مثل یک ترموستات که عواطف و احساسات ما را، همچنین عملکردهای ذهنی ما را مرتب و منظم می‌کند.

 

احساسات حاصله از تماس با مردم، پیامدهای باورنکردنی دارد که سراسر بدن را به ارتعاش در می آورد و سیلی از هورمون های مختلف را که تنظیم کننده سیستم های مختلف بدن، از قلب گرفته تا سلول های ایمنی، هستند در خون جاری می‌کند. شاید حیرت انگیزترین خبر این باشد که اکنون علم قادر است ارتباط میان استرس آمیزترین روابط و عملکرد ژن های خاص که سیستم ایمنی را تنظیم می‌کنند، ردیابی کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:50:00 ب.ظ ]




درستی اندازه گیری اش چه قدر است ؟

 

  • حال که اندازه گیری دقیق و درست انجام شده نتایج انجام شده تا چه میزان دوام خواهد شد ؟ و اصولاً اگر تحقیق یا تحقیق های مکرر درباره همان فرضیه‌ها و هدف ها انجام شود، آیا نتایج حاصله مشابه با یافته های محقق خواهد بود ؟ اعتبار در اندازه گیری را روایی و قابلیت اعتماد را پایایی اندازه گیری می‌نامند.

۳-۸-۱) اعتبار و رورایی

 

اعتبار[۸۹] به معنای صحیح و درست بودن است. مقصود از اعتبار آن است که وسیله اندازه گیری، بتواند خصیصه و ویژگی مورد نظر را اندازه بگیرد. اهمیت اعتبار ار آن جهت است که اندازه گیری های نامناسب و ناکافی می‌تواند هر پژوهش علمی را بی ارزش و ناروا سازد (خاکی ، ۱۳۸۸). درتحقیق حاضر اقداماتی برای افزایش میزان اعتبار و روایی پرسشنامه انجام شد که خلاصه آن ها به شرح زیر است:

 

    • ابتدا مطالعات زیادی­ از طریق مطالعه کتابها، پایان نامه ها و مقالات به عمل آمد تا بطورکامل مفاهیم و متغیرهای مهم مورد استفاده در تحقیق و چگونگی اندازه گیری آن ها روشن گردد تا بتوانیم سوالات مناسبی برای بررسی فرضیات طراحی نماییم؛

 

    • بعد از طراحی سوالات برای اندازه گیری هر متغیر، پرسشنامه ابتدایی دراختیار اساتید راهنما و مشاور قرارگرفت تا اصلاح و تأیید شود؛

 

  • درنهایت پرسشنامه نهایی طراحی و توزیع گردید.

برای محاسبه روایی شیوه های مختلفی وجود دارد از آن جمله می توان به اجرای دوباره (روش باز آزمایی)، روش موازی (همتا) ، روش تصنیف (دو نیمه کردن) ، روش کورد ریچاردسون و ضریب آلفای کرونباخ اشاره کرد.

 

۳-۸-۲) پایایی

 

مقصود از پایایی[۹۰] ابزار اندازه گیری، آن است که اگر خصیصه مورد سنجش را با همان وسیله (یا وسیله مشابه و قابل مقایسه) تحت شرایط مشابه، دوباره اندازه گیری کنیم، نتایج تا چه حد مشابه، دقیق و قابل اعتماد است. وسیله ای متغبر است که بتوان آن را در موارد متعدد به کار برد و در همه موارد نیز نتایج یکسانی تولید کند، اگر روش های اندازه گیری فاقد اعتبار کافی باشد اجرای پژوهش تجربی بی معنا خواهد بود (آذر ، الوانی و دانایی فرد ، ۱۳۸۶). در این پژوهش، برای به دست آوردن پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ[۹۱] استفاده شده است. این روش برای محاسبۀ هماهنگی درونی ابزار اندازه گیری از جمله پرسشنامه یا آزمون هایی که خصیصه های مختلف را اندازه گیری می‌کند به کار می رود .

 

۳-۸-۲-۱) روش آلفای کرونباخ

 

این روش برای هماهنگی درونی ابزار اندازه گیری از جمله پرسشنامه یا آزمون هایی که خصیصه های مختلف را اندازه گیری می‌کند، به کار می رود و در اینگونه ابزار، پاسخ هر سؤال می‌تواند مقادیر عددی مختلفی را اختیار کند. معمولاً در مقیاس های نگرش سنج، برای سؤالهای آزمون هایی که پاسخ درست و غلط وجود ندارد، هیچ یک از پاسخ ها به خودی خود درست یا غلط نیستند، برای پایایی این گونه سؤالات کرونباخ فرمول زیر را پیشنهاد داده است:

 

برای محاسبه ضریب آلفای کرونباخ ابتدا باید واریانس نمره های هر زیر مجموعه از سؤالهای پرسشنامه و واریانس کل را محاسبه نمود و سپس با بهره گرفتن از فرمول زیر مقدار ضریب آلفا را محاسبه کرد .

 

a

 

اگر ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه بالاتر از ۷/۰ به دست آید، می توان عنوان نمود که پرسشنامه از پایایی قابل قبولی برخوردار است؛ اما در صورتی که این ضریب زیر ۷/۰ به دست آید، باید برای تک تک سؤالات پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ را محاسبه نمود و سؤالاتی که ضریب آن ها زیر ۷/۰ به دست آمده است را حذف کرده یا مورد اصلاح قرار داد (سرمد و دیگران ، ۱۳۸۱).

 

جدول (۳-۲). برونداد نرم افزار SPSS برای محاسبه آلفای کرونباخ پرسشنامه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر ضریب آلفای کرونباخ آگاهی ۷۰۵/۰ انگیزه ۷۲۳/۰ سبک زندگی ۸۱۹/۰ عوامل اجتماعی ۸۱۲/۰ ادراک ۸۲۷/۰

ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده در این پژوهش، در یک مطالعه مقدماتی با توزیع ۱۵ پرسشنامه ۸۵۴/۰ محاسبه گردید، که از سطح حداقلی (۷/۰) که توسط نانلی پیشنهاد گردیده بالاتر می‌باشد، ‌بنابرین‏ پایائی پرسشنامه بسیار مطلوب و از روایی بالایی برخوردار است.

 

۳-۹) روش های آماری مورد استفاده

 

محقق پس از اینکه تحقیق خود را مشخص کرد و با بهره گرفتن از ابزارهای مناسب داده های مورد نیاز را برآی آزمون فرضیه های خود جمع‌ آوری کرد، نوبت آن رسیده که با بهره گیری از تکنیک‌های آماری مناسب که با روش تحقیق و نوع متغیر ها سازگاری دارد، داده های جمع‌ آوری شده را دسته بندی و تجزیه و تحلیل نماید. در نهایت فرضیه هایی را که تا این مرحله او را در تحقیق هدایت کرده‌اند را، آزمون کند و نتایج علمی مربوطه را استخراج نماید. سرانجام بتواند راه حلی برای پرسشی که تحقیق تلاش سیستماتیک برای به دست آوردن آن دارد، بیابد ( خاکی، ۱۳۸۸). هدف از تحلیل و توصیف در آمار، برای جامعه آماری است که به دو طریق توصیف می شود. یا با سرشماریه کلیۀ عناصر جامعه و محاسبۀ “پارامترها” که در این صورت فنون آماری توصیفی به کار خواهد رفت و یا با بهره گرفتن از تخمین زدن. برای برآورد پارامتر، بخشی از آمار را استنباطی می‌گویند که شامل فنون “تخمین آماری” و “ورود آزمون فرضیه‌ها” می شود. اینکه از کدام طریق تخمین یا آزمون استنباط انجام می‌گیرد به نوع تحقیق بستگی دارد. اگر تحقیق از نوع سوال و صرفاً حاوی پرسش دربارۀ پارامتر باشد از تخمین آماری برای پاسخ به سوالات استفاده می شود و اگر حاوی فرضیه‌ها بوده و از مرحلۀ سوال گذر کرده باشد، آزمون فرضیه‌ها و فنون آماری آن به کار می رود (آذر و مومنی، ۱۳۸۰). در این بخش، توضیحاتی راجب روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق اراﺋﻪ می شود.

 

۳-۹-۱) آزمون کولموگروف- اسمیرنوف

 

آزمون کولموگوروف – اسمیرنوف، که به افتخار دو آماردان روسی به نامهای ا . ان . کولموگوروف[۹۲] و ان . وی . اسمیرنوف[۹۳] ‌به این نام خوانده می شود، روش ناپارامتری ساده­ای برای تعیین همگونی اطلاعات تجربی با توزیعهای آماری منتخب است؛ ‌بنابرین‏ آزمون کولموگوروف – اسمیرنوف، که آن را با KS نشان می‌دهیم، روشی برای همگونی یک توزیع فراوانی نظری برای اطلاعات تجربی است (آذر و مؤمنی، ۱۳۸۰).

 

مراحل این ازمون عبارتند از:

 

  1. تعیین فرضیات آزمون

H0: توزیع مشاهدات با توزیع مشخصی (در این تحقیق توزیع نرمال)، همگون است

 

H1: توزیع مشاهدات با توزیع مشخصی (در این تحقیق توزیع نرمال)، همگون نیست

 

  1. محاسبل آمارۀ آزمون

آمارۀ آزمون KS را با نشان می‌دهیم. آمارل ازمون برابر است با حداکثر قدرمطلق تفاضل فراوانی مشاهده نسبس تجمعی از فراوانی نظری نسبی تجمعیف یعنی:

 

Dn =Maximum| Fe – Fo |

 

که در آن Fe و Fo به ترتیبی از فراوانی نظری نسبی تجمعی و فراوانی مشاهده شده نسبی تجمعی است.

 

  1. تصمیم گیری

اگر آمارۀ آزمون از مقدار جدول کمتر باشد، فرض صفر پذیرفته و در غیر این صورت رد می شود (آذر و مؤمنی، ۱۳۸۰). در تصمیم گیری بوسیلۀ داده های حاصل از تحلیل ه وسیلۀ نرم افزارهای کامپیوتری، اگر سطح معنی داری آمارۀ مورد نظر از سطح خطا () کوچکتر باشد، فرض در سطح اطمینان فوق رد می شود.

 

۳-۹-۲) آزمون های تحلیل عاملی تآییدی و اکتشافی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:13:00 ب.ظ ]




پایداری کمتر، ولی از نظر آماری معنا داری را برای عوامل برون گرایی و عصبیت پیدا کرد (کارمیشل و مک گیو[۴۲]۱ ، ۲۰۰۴).

 

۲-۲-۳-هوش هیجانی:

 

تعریف هوش هیجانی: در سال‌های اخیر، مفهوم سازیهای مختلفی از هوش هیجانی ارائه شده است که برخی از آن ها نسبتا محدود و برخی در الگوی مایر، سالووی و کاروسو[۴۳]۲ ، نسبتا گسترده هستند. اولین بار در سال ۱۹۹۰، روان شناسی به نام سالووی، اصطلاح هوش هیجانی را برای بیان کیفیت و درک احساسات افراد، همدردی با احساسات دیگران و توانایی اداره مطلوب خلق و خو به کار برد. در حقیقت، این هوش، مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی است به عبارتی، عاملی است که به هنگام شکست، در شخص ایجاد انگیزه می‌کند و به واسطه داشتن مهارت های اجتماعی بالا، منجر به برقراری رابطه خوب با مردم می شود(حسن زاده و ساداتی، ۱۳۸۸).

 

هوش هیجانی توانایی پردازش اطلاعات درباره هیجانات خود و هیجانات دیگران است. در این الگو ۴ شاخه در نظر گرفته شده است: شناسایی هیجان‌ها، تسهیل هیجانى تفکر، فهم هیجان‌ها و مدیریت هیجان‌ها. هوش هیجانی طبق تعریف بار– ان[۴۴]۳(۲۰۰۰)، عبارت است از مجموعه ای از دانش ها و توانایی‌های هیجانی و اجتماعی که قابلیت کلی ما را در پاسخ به نیازهای محیطی به طور مؤثری تحت تأثیر قرار می‌دهد. این مجموعه شامل موارد زیر است:

 

۱٫ توانایی آگاه بودن از خود، درک و فهم خود و قدرت بیان خویشتن

 

۲٫ توانایی آگاه بودن از دیگران، درک و فهم دیگران و قدرت بیان آن ها

 

۳٫ توانایی مواجهه با هیجان های شدید و کنترل تکانه ها در خویشتن

 

۴٫ توانایی انطباق با تغییرات و حل مسایلی با ماهیت اجتماعی و یا فردی.

 

در الگوی مورد نظر بار- ان، هوش هیجانی به عنوان مجموعه ای از مهارت ها، صلاحیتها و توانایی‌های غیر شناختی در نظر گرفته می شود. الگوی وی شامل ۵ گروه از توانایی‌ها است: توانایى درون فردی، توانایى بین فردی، مدیریت استرس، سازش یافتگی، خلق عمومی. الگوی گلمن[۴۵]۱ شامل جای دادن ۲۵ عامل در پنج خوشه است که شامل: خودآگاهی، خود تنظیمی انگیزش، همدلى و مهارت‌های اجتماعی می‌باشد. با وجود هم پوشانیهای نظری که در این مفهوم سازیها وجود دارد الگوهای هوش هیجانی را می توان به دو گروه الگوهای ترکیبی و الگوهای توانایی طبقه بندی کرد.

 

یک وجه کاملا متفاوت این دو الگو، تفاوت مفهوم “صفت” هوش هیجانی یا خودکارآمدی هیجانی و مفهوم “توانایی” هوش هیجانی یا توانایی شناختی – هیجانی می‌باشد. تمایز فوق منجر به دو سازه متفاوت می شود چرا که روش های مورد استفاده در عملیاتی کردن آن ها اساسا با هم متفاوت است. بدین معنا که ‌در الگوهای ترکیبی صفت هوش هیجانی از طریق خود گزارش دهى و در الگوهاى توانایى هوش هیجانى از طریق تست‌های عملکردی ارزیابی می شود.

 

در تعریف جدیدی که گلمن از هوش هیجانی به عمل آورده، تفاوت ناچیزی بین هوش هیجانی و سازه‌های شخصیتی دیده می شود. تعریف او از هوش هیجانی بدین صورت است که او دو شیوه متفاوت از آگاهی و دانستن را بیان می‌کند: شیوه عقلانی و شیوه هیجانی. او زندگی روانی انسان را ناشی از تعامل کارکرد هر دو عامل می‌داند و معتقد است که به جای نادیده گرفتن هیجانات، شخص باید به طور هوشمندانه ای با آن ها مواجه شود؛ تنها با هوش هیجانی می توان خود را برای پایداری در مقابله با ناکامی برانگیخت، حالات روحی و خلق خود را تنظیم کرد، ارضای نیاز را به تعویق انداخت، از غرق شدن تفکر در مسایل ناراحت کننده، اجتناب کرد و با دیگران همدلی نمود. در تعریف بار- ان از هوش هیجانی، این هوش با سازه هایی که قبلا به عنوان جنبه هایی از شخصیت معرفی می شدند، ارتباط دارد. در تعریفی که مایر و سالووی از هوش هیجانی به عمل آورده اند، هیچ گونه ارتباطی بین هوش هیجانی و ویژگی‌های شخصیتی افراد دیده نمی شود(گلمن، ۱۳۸۴).

از نظر جلالی (۱۳۸۱)، هوش هیجانی یک مهارت اجتماعی است که به معنای سهولت برقرار کردن ارتباط با مردم و کنترل هیجان های خویش در رابطه با دیگران و توانایی تشویق و هدایت آنان است. مایر، سالووی و کاروسو[۴۶]۱ (۲۰۰۶) هوش هیجانی را چنین تعریف می نمایند: ظرفیت شخص درباره هیجان ها، افزایش تفکر هیجانی می‌باشد که این شامل توانایی‌های درک درست هیجان ها، دستیابی به گسترش هیجان ها برای کمک به تفکر، فهم هیجان ها و دانش هیجانی و تنظیم فکورانه هیجان ها برای ارتقای عقلانی و هیجانی است. گاردنر[۴۷]۲(۲۰۱۰)، هوش هیجانی را توانایی فرد در شناسایی و ابراز هیجان ها در خود و دیگران می‌داند. هوش هیجانی، مجموعه ای از توانایی هایی است که کمک می‌کند در زندگی شخصی یا شغلی، با دیگران رابطه ای دوستانه و مداراگرایانه برقرار کنیم.

 

فهم هوش هیجانی به عنوان بخشی از نظام گسترده تر شخصیت می‌تواند محققان را نسبت ‌به این مسئله حساس کند که چه بخش‌هایی از شخصیت می‌تواند هوش هیجانی را تحت تاثیر قرار دهد، اثرات آن را افزایش و یا کاهش دهد.

 

تاریخچه هوش هیجانی:

 

اگرچه در سال ها ی اخیر مفهوم هوش هیجانی به شدت مورد توجه قرار گرفته است ، اما آن گونه نیست که بدون مقدمه به وجود آمده باشد. در دهه ی ۱۹۲۰ روان شناس مشهور، ثرندایک ، برای نخستین بار از هوش اجتماعی نام برد و آن را توانایی ادراک و فهم دیگران و انجام دادن اعمال مناسب در برقراری روابط میان شخصی تعریف کرد(هاشمی، ۱۳۹۱).

 

در دهه های قبل از ۱۹۹۰ انسان‌های موفق، انسان‌های با هوش تلقی می شدند و آینده کسی که ضریب هوشی[۴۸]۱ بالایی داشت، موفق پیش‌بینی می شد. اما تجربه نشان داده که میزان هوش افراد ، ضامن موفقیت آن ها در کل زندگی نیست بلکه ویژگی های دیگری برای برقراری ارتباطات انسانی و موفقیت در زندگی لازم است. البته این عقیده که در کنار توانایی‌های با ارزش آموزشی- علمی، توانایی‌های مختلفی وجود دارند، مطلب جدیدی نیست.

 

محققان اولیه نظیر توراندایک پیشنهاد کردند که توانایی اجتماعی، عنصر مهمی از هوش می‌باشد، هوش اجتماعی از نظر تورندایک توانایی درک دیگران ، عمل و رفتار هوشمند انه و در رابطه با دیگران است، وکسلر در گزارش خود درباره هوش می نویسد: کوشیده ام نشان دهم که علاوه بر عوامل هوشی، عوامل غیر هوشی ویژه ای نیز وجود دارد که می‌تواند رفتار هوشمندانه را مشخص کند. نمی توانیم هوش عمومی را موردسنجش قرار دهیم مگر اینکه آزمون ها و معیارهایی نیز برای سنجش عوامل غیر هوشی در اختیار داشته باشیم. ماور[۴۹]۲ و همکاران(۲۰۰۹) در نتیجه گیری معروف خود می‌گویند: هیجان‌ها را به هیچ عنوان نباید در مقابل هوش قرار داد… به نظر می‌رسد آن ها خود یکی از مراتب بالای هوش باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:25:00 ب.ظ ]




پایگاه معتبر بین ­المللی اسکوپوس، جمهوری اسلامی ایران را از نظر تولید علم کشور برتر منطقه اعلام ‌کرده‌است. بعد از ایران به ترتیب کشورهای ترکیه (۲۲۳۱۱)، رژیم اشغالگر قدس (۱۰۳۶۳)، عربستان سعودی (۹۶۱۶) و مصر (۸۶۲۲) به ترتیب رتبه های ۱۹، ۲۸، ۳۴ و ۳۷ جهانی و دوم، سوم، چهارم و پنجم منطقه را به خود اختصاص داده‌اند.

 

رتبه های ششم تا دهم منطقه از نظر تولید علم به امارات متحده عربی (۱۷۱۰ مقاله)، اردن (۱۳۸۰ مقاله)، قطر (۱۲۵۲ مقاله)، لبنان (۱۱۲۶ مقاله) و عراق (۱۰۳۷ مقاله) تعلق دارد. رتبه­ی جهانی این کشورها به ترتیب ۶۰، ۶۳، ۶۵، ۶۷ و ۶۸ است.(سایت پایگاه اسکوپوس،۲۰۱۴).

 

جدول۳-۲رتبه کشورهای منطقه از نظر تولید علم ‌در سال‌ ۲۰۱۴(اسکوپوس)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اسکوپوس ۲۰۱۴ رتبه تعدادمدرک کشور جهانی منطقه ۲۵۲۱۷ ایران ۱۵ ۱ ۲۲۳۱۱ ترکیه ۱۹ ۲ ۱۰۳۶۳ رژیم اشغالگر قدس ۲۸ ۳ ۹۶۱۶ عربستان سعودی ۳۵ ۴ ۸۶۲۲ مصر ۳۷ ۵ ۱۷۱۰ امارات متحده عربی ۶۰ ۶ ۱۳۸۰ اردن ۶۳ ۷ ۱۲۵۲ قطر ۶۵ ۸ ۱۱۲۶ لبنان ۶۷ ۹ ۱۰۳۷ عراق ۶۸ ۱۰ ۷۱۰ عمان ۷۸ ۱۱ ۶۵۱ کویت ۸۳ ۱۲ ۲۸۳ سوریه ۱۰۱ ۱۳ ۲۳۱ یمن ۱۱۰ ۱۴ ۲۱۷ بحرین ۱۱۳ ۱۵

 

۱۰-۲-۲وضعیت رده­بندی ۵ کشور برتر جهان در تولید علم(۲۰۱۱-۲۰۱۰)

 

کشور آمریکا در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ میلادی به ترتیب ۲۱/۲۳، ۳۲/۲۲ درصد از کل تولیدات علم دنیا را بر اساس آمار پایگاه استنادی اسکوپوس تولید ‌کرده‌است. کل تولید علم این کشور در همین پایگاه در سال‌های مذبور به ترتیب ۵۰۸ هزار و ۲۲، ۴۷۶ هزار و ۱۹ مقاله بوده است.

 

بر اساس پایگاه استنادی اسکوپوس، جمهوری خلق چین دومین کشور تولید کننده علم دنیا‌ است. این کشور در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ به ترتیب با تولید ۳۲۲ هزار و ۶۳۰ و ۳۳۲ هزار و ۲۸۳ مقاله در حدود ۱۵ درصد از کل تولیدات علم جهان را به خود اختصاص داده است.همچنین، مجموع تولیدات انگلستان در دو سال بررسی، با تولید حدود ۵/۶ درصد از کل تولیدات علم جهان به ترتیب ۱۴۰ هزار ۹۹۲ و ۱۳۴ هزار و ۸۶۹ مقاله است.

 

رتبه چهارم در پایگاه اسکوپوس به کشور آلمان تعلق دارد. این کشور با تولید حدود ۶درصد از کل تولیدات علم جهان در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ به ترتیب ۱۳۰ هزار و ۸۸۷ و ۱۲۶ هزار و ۷۹۹ مقاله در نشریات معتبر بین‌المللی منتشر ‌کرده‌است.

 

پنجمین تولید کنند علم، ثبت شده در اسکوپوس، کشور ژاپن است. این کشور با تولید ۲۳/۵ درصد در سال ۲۰۱۰ و ۸۷/۴ درصد در سال ۲۰۱۱ از کل تولیدات علم جهان با تولید ۱۱۴ هزار و ۵۴۴ و ۱۰۳ هزار و ۸۴۶ مقاله رتبه پنجم جهان را کسب ‌کرده‌است.(همان منبع)

 

جدول ۴-۲وضعیت ۵ کشور اول تولید کننده علم جهان (۲۰۱۱-۲۰۱۰)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ردیف کشور سال میلادی درصد تولید علمی تعداد مقالات ۱ آمریکا ۲۰۱۱-۲۰۱۰ ۳۲/۲۲-۲۳/۲۱ ۵۰۸۰۲۲۴۷۶۰۱۹ ۲ چین ۲۰۱۱-۲۰۱۰ ۱۵ ۳۲۲۶۳۰۳۳۲۲۸۳ ۳ انگلستان ۲۰۱۱-۲۰۱۰ ۵/۶ ۱۴۰۹۹۲۱۳۴۸۶۹ ۴ آلمان ۲۰۱۱-۲۰۱۰ ۶ ۱۳۰۸۸۷۱۲۶۷۹۹ ۵ ژاپن ۲۰۱۱-۲۰۱۰ ۸۷/۴-۲۳/۵ ۱۱۴۵۴۴۱۰۳۸۴۶

 

۱۱-۲-۲گستره پژوهش در دانشگاه فرهنگیان و راه کارهای توسعه آن

 

اغلب این پرسش از سوی افراد مختلف مرتبط با دانشگاه فرهنگیان مطرح می شودکه پژوهش در این دانشگاه دارای کدام قلمرو و گستره است. دانشگاه باید حامی کدام فعالیت­های پژوهشی باشد ؟ تأمل و ‌پاسخ‌گویی‌ ‌به این پرسش نکته­ای بسیار مهم ‌و استراتژِیک محسوب می­ شود، چرا که تعیین محدوده­ پژوهش، جهت­گیری­های اساسی این حوزه را مشخص می­سازند. اگر حوزه پژوهش در دانشگاه تعریف شود، فعالیت­هایی همچون همایش­ها، سخنرانی­های علمی، نشر مجلات ‌و کتاب­ها، اجرای طرح­های پژوهشی وسایر فعالیت­ها در این حوزه، تابع این محدوده خواهند بود وانتظارات در این زمینه را متعادل ومتناسب با نیاز­ها خواهند ساخت. ‌بنابرین‏، ارائه تعریفی روشن­تر از ابعاد کلی پژوهش در دانشگاه از هدر دادن منابع انسانی ومادی پژوهش جلوگیری خواهد نمود(ساکی،۱۳۹۳).

دانشگاه فرهنگیان مسئولیت تربیت معلم را بر عهده دارد. وجه تمایز این دانشگاه از سایر ‌دانشگاه­ه­ها همان تربیت معلم است. بر این اساس تربیت معلم می‌تواند حد و مرز پژوهش در دانشگاه فرهنگیان باشد .اما تربیت معلم به ‌عنوان حوزه­ای میان رشته­ای دامنه­ای گسترده از موضوعات را در بر ‌می‌گیرد و به همین ترتیب ، گستره­ای وسیع دارد. پژوهش در تربیت معلم هر موضوعی را که به تربیت و آماده سازی معلمان مرتبط است را در بر می‌گیرد (همان منبع،۱۳۹۳).

 

پژوهش در این دانشگاه در هشت دسته کلی طبقه بندی می­گردد که هر یک ناظر بر بخشی از نیازهای موجود ‌می‌باشد .

 

  • دسته نخست: با محوریت برنامه ­های درسی، آموزش ویاد گیری

پژوهش­های ناظر به تولید و تدوین یا روز آمد سازی و کار­آمد سازی برنامه های درسی – آموزشی،تولید مواد و منابع آموزشی ( کتاب های درسی ) بر مبنای درسی و در قالب طرح پژوهشی

 

  • دسته دوم: فرایند­ها

پژوهش­های ناظر به برنامه درسی اجرا شده در ابعاد مرتبط با دانشجو، حس، نگاه ونظر،استاد، کیفیت آموزش، نو­آوری­های آموزشی، پژوهشی، کتب و منابع درسی – آموزشی،کیفیت خدمات آموزشی، کتابخانه ، اینترنت، دسترسی به منابع علمی،کیفیت کارورزی

 

  • دسته سوم : نتایج و برآیند ها

پژوهش های ناظر به برنامه درسی کسب شده – تجربه شده از بعد عملکرد­ها ( به ویژه در سطح کلاس درس)،از بعد جو و بافت فرهنگی حاکم بر محیط( برنامه درسی پنهان )، کیفیت زیست ‌و پیام­های مستتر در آن (نتایج زیست در کلاس درس، خوابگاه، فضا­های ورزشی، فضای باز، در کانون­ها ‌و انجمن­ها)کسب شایستگی­های حرفه­ای، سنجش صلاحیت­های حرفه­ایعملکرد در مدرسه در مقاطع زمانی مختلف .

 

  • دسته چهارم: تصمیم ­گیری – مدیریتی

پژوهش های­مربوط به تصمیم ­گیری­های مدیریتی و با هدف ارتقاءسطح کیفی خدمات پشتیبانی به گروه ­های ذینفع ( دانشجویان، کارکنان واستادان)

 

  • دسته پنجم: پژوهش­های نظرورزانه و آینده­پژوهانه

ناظر به تحول در عرصه نظر و نظرورزی در ابعاد مختلف تربیت معلم در سطح ملی نظرورزی درباره تجولات ممکن در رویه­ ها و سیاست­های جاری تربیت معلم در ایران

 

  • دسته ششم: پژوهش­های بین ­المللی

مشارکت در پروژه­ های بین ­المللی تربیت معلم در سطح ملی، رصد کردن تجربیات جهانی در حوزه رویکرد­ها وعملکرد­ها – نو آوری­ها­ی برنامه­ای، سازمانی ‌و ساختاری

 

    • دسته هفتم: پژوهش­های دانشجویی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ب.ظ ]




پیروان مکتب کلاسیک معتقدند اگر احتیاجات جسمانی زیر دستان برآورده شود آنان حداکثر تلاش خود را برای کسب هدف های سازمان به کار خواهند برد. اینگونه مدیران معمولا از خود سوال می‌کنند که چرا کارایی سازمان اضافه نمی شود؟ در حالی که ما پول خوبی می پردازیم و موقعیت کار عالی است. در حقیقت پولی که به کارمندان پرداخت می شود تا احتیاجات جسمانی خود را از قبیل خوراک، پوشاک و مسکن تامین کنند وقتی به مصرف می‌رسد که آن ها در خارج از محیط سازمان خود هستند و معمولا هیچکس پول را در موقع کار خرج نمی کند. ‌بنابرین‏ پول به تنهایی نمی تواند انگیزه ای در کارمندان سازمان ایجاد کند. آنچه باعث انگیزه می شود برآوردن نیازهایی است که در سلسله مراتب نیازها در مرتبه بالاتری قرار دارد یعنی احتیاجاتی از قبیل امنیت، تامین اجتماعی، تعلق، احترام و مانند آن به ندرت کاملاً ارضا می‌شوند بخصوص برای افرادی که در رده های پایین سازمان قرار دارند و به فوق العاده یا پاداش متکی هستند. ارضای نیاز قدر و منزلت، احساساتی مانند اتکای به نفس، ارزش داشتن، صلاحیت و قابلیت داشتن و مانند آن در فرد به وجود می آورد حال آنکه عدم ارضای این نیازها باعث می شود که شخص احساس خود کم بینی، ضعف و بی پناهی کند و احتمالا ناراحتی های عصبی در شخص ایجاد شود (به نقل از لاتم، ۲۰۰۷).

 

۲-۱۳-۲- نظریه انگیزش و بهداشت روانی

 

این نظریه توسط یک روانشناس بنام فردریک هرزبرگ[۱۰۹](۱۹۶۰) ارائه شد. هدف هرزبرگ شناخت عوامل محیطی و انگیزشی بود. کار او تاثیر شگرف بر مدیریت منابع انسانی داشت. مفاهیمی چون غنی ساختن شغلی، توسعه فردی و رضایت شغلی، از طریق این دیدگاه و مبنی بر اینکه انگیزه از دل افراد بیرون می‌آید، نه از دل سیاست های اعمال شده توسط سازمان، تکامل یافتند. این امر همچنین بر روش پرداخت حقوق و مشوق های سازمانی نیز تاثیر گذاشته است. هرزبرگ معتقد است که باید آن انگیزه را انتخاب کرد که بیشترین اهمیت را برای افراد دارد. بسیاری از سازمان‌ها بر این باور هستند که پول تنها انگیزه برای کارکنان است اما کار هرزبرگ، نمایانگر رویکردی جامع تر است. هرتزبرگ به دنبال این پرسش که «مردم از کار و شغل خود چه می خواهند؟» از مردم می خواست که به صورت مفصل درباره اوضاع یا شرایطی صحبت کنند که می‌توانست در رابطه با شغلشان بسیار خوب یا بسیار بد باشد. او این پاسخ‌ها را طبقه بندی کرد. هرتزبرگ این پاسخ‌ها را طبقه بندی کرد و چنین نتیجه گرفت که پاسخهایی که متضمن احساس خوب افراد درباره کارشان است با پاسخهایی که احساس بد افراد را نسبت به کارشان نشان می‌دهد بسیار متفاوت است. برخی از این ویژگی‌ها رابطه پایدار با رضایت شغلی دارند و بقیه عوامل با نارضایتی شغلی ارتباط دارند. عوامل ذاتی مانند پیشرفت، شناخت یا داشتن شهرت، ماهیت کار، مسئولیت، ترقی و رشد با رضایت شغلی ارتباط دارند. در نظریه انگیزش و بهداشت روانی، طبیعت انسان از لحاظ کیفیت ارضای نیازهای خود دارای خصوصیتی دوگانه است. یک خصلت آدمی چنان است که در اثر فقدان عوامل و شرایط لازم احساس عدم رضایت می‌کند و چون شرایط و عوامل فراهم شود، احساس عدم رضایت کاهش یافته به تدریج به بی تفاوتی می‌ انجامد. اکثر عوامل فیزیولوژیک دارای این نوع تاثیر می‌باشند و این دسته عوامل را می توان عوامل بهداشتی یا حافظ وضع موجود نامید. خصلت دیگر آدمی وجود نیازهایی که در یک سو برای او رضایت و کامیابی فراهم می آورد و سوی دیگر آن، فقدان رضایت یا بی تفاوتی است. به کمک ارضای این نیازها می توان شاغل را راضی کرد. این نیازها که به وسیله عوامل شغلی و درونی – و نه محیطی – ارضا می‌شوند عبارتند از کسب موفقیت، تحسین به خاطر انجام کار، مسئولیت بیشتر و رشد در کار. این رضایتها اگر با محتویات شغلی به نحو مطلبی ترکیب شوند، پایدار خواهند بود. با توجه ‌به این عوامل دوگانه، مدیر می‌تواند عوامل ناراضی کننده را محدود و عوامل راضی کننده را توسعه دهد(به نقل از لاتم، ۲۰۰۷).

 

۳- ۱۳- ۲- نظریه دو ساحتی انسان، نظریه X و Y

 

مک گریگور[۱۱۰]برداشتها، طرز تلقی ونگرش مدیران را در زمینه ماهیت و انگیزش انسان‌ها به دو گروه تقسیم می‌کند و به منظور آنکه هیچگونه پیشداوری ‌در مورد آن ها صورت نگیرد، آن ها را حروف X و Y مشخص ‌کرده‌است (مک گریگور[۱۱۱]۱۹۶۰، به نقل از لاتم، ۲۰۰۷).

 

جدول ۵ –۲ پیش فرض مدیران ‌در مورد جنبه‌های انسانی کار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مفروضات نظریه X مفروضات نظریه Y ۱- بیشتر آدمها بی نظم و به صورت ذاتی تنبل و از کار بیزارند ۱- در شرایط مطلوب کار می‌تواند مانند بازی طبیعی باشد ۲- اکثر آدمها از قبول مسئولیت فراری هستند ۲- در شرایط خاص آدمی نه تنها مسئولیت را می آموزد، بلکه آن را با اشتیاق جستجو می‌کند ۳- آدمها باید از طریق مشوقهای مادی و یا محرومیتهای اقتصادی و فیزیکی به فعالیت وادار شوند ۳- اگر آدمی به هدف فعالیت خود مؤمن و معتقد باشد، می‌تواند خودش را بهتر از دیگران کنترل نماید و احساس درونی بهترین پاداش و رضایت است ۴- علاقه، موهبتی کمیاب است که فقط مدیران و رهبران از آن برخوردارند ۴- نارسایی و شکست تلاش‌های سازمانی معلول سهل انگاری برای از بین بردن جهل و پرورش استعدادهای نهفته است ۵- شکست سازمانی، ناشی از تنبلی و محدودیت های افراد است. ۵- ظرفیت خلاقیت عمومی در حل مسائل سازمانی تابع قانون توزیع نرمال است.

 

 

جدول۶-۲ سبک های مدیریتی ‌بر مبنای‌ پیش فرض های X و Y

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سبک مدیریتی ‌بر مبنای‌ پیش فرض X سبک مدیریتی ‌بر مبنای‌ پیش فرض Y ۱- تمرکز ۱- خود کفایی و عدم تمرکز در اجرای سازمان ۲- مدیرمداری ۲- نتیجه گرایی و ایفای نقش پشتیبان و مکمل ۳- کنترل منابع بجای ارزیابی نتایج ۳- استفاده از مکانیزم کنترل درونی ۴- استفاده از کنترل ها و مشوق های خارجی ۴- انتظار حصول نتایج بلند مدت ۵- انتظار حصول نتایج کوتاه مدت (تاکنیکی) ۵- قبول امکان وجود وحدت یا حداقل وابستگی متقابل ۶- صرفاً استفاده از امکانات و قدرت موجود ۶- کوشش برای توسعه ظرفیت مولد ۷- قبول وجود تضاد خطری منابع ۷- دیگر مداری با توجه به انگیزه های درونی

( مک گریگور، ۱۹۶۰ به نقل از لاتم، ۲۰۰۷).

 

۱۴-۲- به کارگیری نظریات انگیزش

 

حال این پرسش مطرح است که با وجود نظریات انگیزش متفاوت چگونه می توان در عمل به درک مناسب تری دست یافت. صاحب‌نظران براین باورند که نگرش نظام گرا و ترکیبی موجب اثر بخشی کاربردی نظریات انگیزشی خواهد شد، یعنی برای بررسی ترکیبی و نظام گرا باید تمام عوامل مؤثر بر انگیزش کارگر یا کارمند مورد بررسی قرار گیرد. مدیران ‌بر اساس این نوع بررسی ها قادر خواهد بود یکی از نظریات محتوایی، فرایندی یا تقویت را به کار گیرند ( مالکا و چاتمن[۱۱۲]، ۲۰۰۴).

 

۱۵- ۲- فنون انگیزش و کاربرد آن ها در سازمان

 

بعد از بررسی تئوریها در بخش های قبل، ممکن است این سوال مطرح شود که نظریه های مذبور چه فایده‌ای دارند و مدیران از کدام فنون انگیزش می‌توانند استفاده کنند؟ گرچه موضوع انگیزش بسیار پیچیده و در واقع فردی است و پاسخ قطعی برای سوال مذبور وجود ندارد ولی در ذیل به ذکر پاره ای از فنون انگیزش اشاره می شود.

 

۱۶- ۲- پاداش مالی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:05:00 ب.ظ ]




گفتار سوم : حقوق سرپرستان

 

در ماده ۱۱ قانون حمایت ۵۳ مقرر شده است که حقوق و تکالیف سرپرستان نسبت به فرزند خوانده نظیر حقوق و تکالیف اولاد و والدین است. پس از صدور حکم سرپرستی برای سرپرستان حقوقی برقرار می شود. از جمله این حقوق:

 

حق نگهداری از طفل که هم حق و هم تکلیف سرپرست می‌باشد. حق احسان و نیکی به والدین سرپرست، حق مسلم آن ها‌ است. حق تادیب فرزند خوانده، که در جهت تکلیف والدین سرپرست مبتنی بر تربیت و نگهداری از طفل است.

 

حق تکریم و احترام از سوی فرزند خوانده.

 

حق اطاعت فرزند خوانده، برای اینکه سرپرستان بتوانند طفل خود را نگهداری و تربیت کنند باید با او بگونه ای رفتار کنند که حس اطاعت در او ایجاد کنند.

 

حق نفقه از دیگر حقوق والدین سرپرست است یعنی در صورت استطاعت فرزند خوانده، پدر خوانده و مادر خوانده او جزء افراد واجب النفقه محسوب می‌شوند.

 

حق تغییر نام خانوادگی طفل به نام خانوادگی زوج سرپرست نیز در زمره حقوق سرپرستان می‌باشد.

 

گفتار چهارم : تکالیف سرپرستان

 

به موجب لایحه قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست که مفاد آن برگرقته از قانون حمایت کودکان بدون سرپرست می‌باشد، عمده تکالیف سرپرستان را در بندهای آتی شرح می‌دهیم.

 

۱-حضانت و نگهداری از طفل

 

تحقق فرزند خواندگی بدون ایجاد حق و تکلیف حضانت برای پذیرندگان قابل تصور نیست.

 

ماده ۱۷ لایحه قانون حمایت ۹۲ مقرر می‌دارد : (( تکالیف سرپرستان نسبت به کودک یا نوجوان از لحاظ نگهداری، … نظیر حقوق و تکالیف والدین نسبت به اولاد است. ))

 

ماده ۱۱۶۸قانون مدنی : (( نگهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است.))

 

با توجه به دو ماده فوق و تأکید ماده ۱ لایحه قانون حمایت ۹۲ بر منافع مادی و معنوی طفل، بیان گر این مطلب است که والدین وظیفه حفظ و نگهداری از طفل فرزند خوانده را دارند و در صورت امتناع از نگهداری و مؤثر نبودن الزام آن ها به نگهداری، دادگاه حکم به فسخ سرپرستی و واگذاری طفل به دیگری اقدام می کند.

 

‌در مورد تکلیف نگهداری از طفل تا چه زمانی بر عهده سرپرستان است باید گفت طفل تا پایان عمر خود محتاج مراقبت والدین سرپرست نمی باشد و با رسیدن به سن رشد تکلیف سرپرستان پایان می‌یابد. اما برخی معتقدند[۷۷] اصل بر بقاء و استمرار حضانت سرپرستان است و تنها در مواردی که قانون برای پدر و ماد ر ذکر نموده است، حکم به سلب حضانت آنان نمود.

 

۲- تربیت

 

از دیگر تکالیف زوجین سرپرست نسبت به طفل تحت سرپرستی، تربیت طفل است.

 

در این خصوص ماده ۱۷ لایحه قانون حمایت ۹۲ که مفاد ماده ۱۱ قانون حمایت ۵۳ می‌باشد به صراحت این تکلیف قانونی را برای سرپرست بیان نموده است.

 

ماده ۱۱۷۸ قانون مدنی : (( ابوین مکلف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت طفل بر حسب مقتضی اقدام کنند و نباید آن ها را مهمل بگذارند )). یکی از نتایج این تکلیف مسئولیت خسارات ناشی از نقص تربیت به دیگران است.[۷۸] یعنی اگر طفل تحت سرپرستی در اثر تربیت ناصحیح والدین مرتکب تقصیری شود سرپرستان او باید جبران خسارت کنند.

 

‌بنابرین‏ والدین در تربیت طفل فرزند خوانده باید از راه گفتگو یا امر و نهی یا توسل به تنبیه به استناد ماده ۱۱۷۹ بپردازند تا راه صحیح را به آن ها بیاموزند، البته در توسل به تنبیه نباید از حدود اختیارات خود خارج شوند.

 

۳-نفقه

 

از دیگر تکالیف خطیر سرپرستان که قانون‌گذار بر آن ها معین ‌کرده‌است، پرداخت نفقه است.

 

ماده ۱۷ لایحه قانون ۹۲ و ماده ۱۱ قانون حمایت ۵۳، بر الزام و تکلیف زوجین سرپرست در پرداخت نفقه بر طفل تأکید نموده است.

 

با قبول سرپرستی طفل فرزند خوانده از سوی والدین سرپرست، نفقه او بر عهده پدر خوانده و مادر خوانده است.

 

در صورت عدم استطاعت یا فوت والدین سرپرست، از سوی سایر اقارب با توجه به عدم توارث و نبودن قرابت خونی، تکلیف انفاق به فرزند خوانده را ندارند.[۷۹] لازم به ذکر است که تکلیف به انفاق مقرر در ماده ۱۷ لایحه قانون حمایت ۹۲ که برگرفته از ماده ۱۱ قانون حمایت ۵۳ است یک قاعده استثنایی است که برای تامین منافع مادی و معنوی طفل مقرر شده است . قانون به متقابل بودن این تکلیف اشاره ای ننموده است و این وظیفه فقط برای سرپرستان است و طفل فرزند خوانده در صورت ندار بودن والدین سرپرست، از جهت قانونی تکلیفی ندارد.[۸۰] اما به نظر می‌رسد همان‌ طور که در ماده ۱۷ قانون فوق بیان شد رابطه سرپرست و طفل فرزند خوانده همانند رابطه والدین و اولاد است، منطقی این است که تمام حقوق و تکالیف والدین و فرزندان واقعی مشمول این رابطه شود و حق نفقه در رابطه فرزند و والدین واقعی متقابل است در این رابطه سرپرست و فرزندخوانده نیز متقابل باشد.

 

۴-احترام

 

این تکلیف سرپرستان نیز در ماده ۱۷ لایحه حمایت ۹۲ و ماده ۱۱ قانون حمایت ۵۳ آمده است.

 

ماده ۱۱۷۷ قانون مدنی : (( طفل باید مطیع ابوین خود باشد و در هرسنی که باشد به آن ها احترام بگذارد .))

 

به استناد بند ۲ ماده فوق، طفل در هر سنی باشد باید به ابوین خود احترام بگذارد، با بهره گرفتن از قیاس می توان گفت ابوین هم باید به فرزندان خود احترام بگذارد و این رابطه متقابل برقرار شود زیرا، متقابل بودن این احترام باعث احترام گذاری بیشتری از سوی فرزندان به والدین می شود و فرزندان در محیط های اجتماعی رفتار و برخورد متناسب از خود نشان خواهند داد، اگر والدین به آن ها با بی احترامی برخورد نمایند این نحوه برخورد عادت آن ها می شود و بی بند ‌و باری وبی احترامی ایجاد خواهد شد.

 

۵- ولایت

 

تبصره ماده ۱۱ قانون حمایت ۵۳ در این خصوص بیان داشته است که : (( اداره اموال و نمایندگی قانونی طفل صغیر به عهده سرپرست است، مگر اینکه دادگاه ترتیب دیگری اتخاذ نماید.)) ‌بنابرین‏ زوجین سرپرست، اداره اموال طفل را بر عهده دارند، مگر دادگاه ترتیب دیگری اتخاذ کند. در ماده ۱۶ لایحه قانون حمایت ۹۲ چنین مقرر شده است : (( اموالی که در مالکیت صغیر تحت سرپرستی قرار دارد در صورتی اداره آن به سرپرست موضوع این قانون سپرده می شود که طفل فاقد ولی قهری باشد یا ولی قهری وی برای اداره اموال او شخصی را تعیین نکرده باشد و مرجع صالح قضایی قیومیت طفل را بر عهده سرپرست قرار داده باشد.))

 

طبق ماده فوق سرپرستی موضوع این قانون نوعی قیومیت از سوی دادگاه صالح است که قابل تغییر و سلب از پدر خوانده و محول کردن این نمایندگی به مادر خوانده یا هر شخص ثالث امینی است.

 

اگر اداره اموال فرزند خوانده به سرپرست سپرده شود سرپرست قیم باید با رعایت مصلحت فرزند خوانده نسبت به اداره اموال عمل کند.

 

برای اداره اموال طفل بدون سرپرست شرایطی لازم است.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:17:00 ب.ظ ]




بند دوم : هدف

 

تثبیت و استحکام و حفظ حقوق و مالکیت مشروع افراد و تضمین اعتبار رسمی برای اسناد از طریق اجرای قوانین و مقررات ذی ربط و ثبت شرکت‌های تجاری و غیر تجاری و ثبت علائم و اختراعات و مالکیتهای صنعتی و (معنوی) و حمایت‌های قانونی از آن ها و اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا.( . شرح وظایف سازمان ثبت اسناد و املاک کشور جمهوری اسلامی ایران. تهیه شده به وسیله اداره کل بودجه و تشکیلات سازمان.)

 

بند سوم : وظایف اساسی

 

۱ ـ اجرای تمامی قوانین و مقررات و ضوابط مربوط به ثبت اسناد و املاک در سطح کشور و کلیه وظایفی که مطابق قوانین و مقررات سایر وزارتخانه‏ها و سازمان‌های دولتی در جهت همکاری با آن ها بعهده سازمان ثبت اسناد و املاک محول گردیده است.

 

۲ ـ تنظیم روابط حقوقی افراد و ختم دعاوی و استقرار مالکیت و جلوگیری از دعاوی ناشی از روابط مالی و تأمین حقوق صاحبان اموال از طریق اجرای قوانین و مقررات مربوطه.

 

۳ ـ صدور پروانه و اجازه اشتغال به کار سردفتران و دفتریاران اسناد رسمی و ازدواج و طلاق و اجازه گواهی امضای سردفتران اسناد رسمی طبق مقررات مربوطه و اِعمال نظارت در حُسن جریان امور دفاتر مذکور.

 

۴ ـ ثبت شرکت‌های تجارتی و موءسسات غیر تجاری داخلی و خارجی در ایران بر اساس مقررات موضوعه.

 

۵ ـ ثبت علائم تجاری و اختراعات داخلی و خارجی در ایران طبق ضوابط قانونی.

 

۶ ـ حمایت از اسناد رسمی تنظیمی در قالب اجرای مفاد اسناد رسمی با توجه به مقررات و آئین نامه های مربوطه و حل و فصل اختلافات افراد ناشی از روابط مالی آن ها با یکدیگر و اعتبار بخشیدن به عقود و اسناد رسمی تنظیمی در دفاتر.

 

۷ ـ فراهم نمودن موجبات اجرای کامل طرح تهیه نقشه‏های بزرگ مقیاس (کاداستر) و تطبیق و تکمیل نقشه‏های مذکور با مدارک ثبتی در سطح کشور به منظور افزایش دقت در تعیین صدور املاک و برقراری سیستم رقومی به جای سیستم دستی و توصیفی ثبت اسناد و املاک و نگهداری اطلاعات و پرونده‏های ثبتی به طریق مکانیزه با بهره گرفتن از امکانات رایانه‏ای در سطح کشور.

 

۸ ـ جمع‌ آوری و نگهداری آمار و اطلاعات مربوط به وصول و ایصال عواید و درآمدهای قانونی سازمان و فعالیت‌های مربوط به ثبت اسناد و املاک و شرکت‌ها در سطح کشور و تعداد و مبلغ معاملات و اسنادی که به مرحله صدور اجرائیه رسیده است با به کارگیری روش های مناسب و پیشرفته( همان جزوه.)

 

فصل سوم

 

آثار حقوقی اسناد مالکیت ثبت شده

 

مقدمه

 

جایگاه حقوق ثبت در مجموعه ثبت در مجموعه قوانین موضوعه جایگاه حقوق عمومی و با ویژگی آمریت آن می‌باشد . در یک تعریف کلی میتوان مسائل حقوق ثبت و اعمدتاً مسائل شکلی دانست که نظارت و مداخله نهادهای عمومی و دولتی در آن به صورت وسیع مشهود بوده و اعمال و اجرای آن در حیطه صلاحیت سازمان ثبت اسناد و املاک و نهاد مشخص حقوقی بنام دفاتر اسناد رسمی می‌باشد .

 

بحث اعتبار اسناد رسمی و قابلیت اجرای مفاد آن و صلاحیت دفاتر اسناد رسمی و سردفتران و نیز تخلفات و جرائم و مجازات‌های مرتبط با کارکنان و اجزاء سازمان ثبت و دفاتر اسناد رسمی در این رشته حقوقی مور بحث قرار می‌گیرد بدون اینکه مفاهیم حقوقی مربوط به عقود – معاملات و اسناد مالکیت و اسباب تملک مورد بحث قرار گیرد .

 

حقوق ثبت و مسائل ثبتی ارتباط بسیار عمیق و بنیادی با حقوق مدنی دارد و همانطوریکه اشره شد مفاهیم حقوقی مرتبط با عقود و معاملات و ماهیت قراردادها و اسباب تملک خارج از محدوده حقوق ثبت بوده و جایگاه این مباحث حقوق مدنی است و بر این اساس میتوان ارتباط این دو رشته حقوقی را مورد بررسی قرار داد ضمن آنکه اصل آزادی اراده در حقوق مدنی جایگاهی در امور ثبتی نداشته و مسائل ثبتی عمدتاًً آمره بوده و با نظم عمومی همراه است.

 

مسائل ثبتی و امور آن به طور غیرمستقیم با حقوق کیفری برخورد دارد. دعاوی نظیر فروش و معامله نسبت به مال غیرمنقول متعلق به غیر در فرض اختلاف و مالکیت و تصرف عداونی نسبت به مال غیر و جعل اسناد هر کدام به نحوی با حقوق ثبت مرتبط بوده و ناگزیر از استمداد مبانی این رشته حقوقی است. این در موقعیتی است که رکن مسولیت کیفری و ترتب آن به فرد متفرع بر حصول بلوغ بوده ومحکومیت جزائی و محکومیت جزائی صغار و مجانین به جهت مغایرت با موازین حقوقی پذیرفته نیست و فی الجمله در تحلیل رکن معنوی جرم مباحث مرتبط با امور حسبی حضور وسیعی دارند. در تشخیص میزان مسئولیت کیفری مباشر و مسبب وقوع جرائم نیز ناگزیر از ورود به مسائل حسبی خواهیم بود. این در حالی استکه اساساً مداخله قیم و ولی قهری در دعاوی کیفری و حقوقی مطرح علیه محجورین (بالاخص صغار و مجانین) و نیز تعیین قیم اتفاقی در جرائم نسبت به اولیاء قهری ‌اینست که مسائل حسبی را با امور کیفری به وضوح نشان می‌دهد. به لحاظ اهمیت کمتر از ورود به مبحث ارتباط حقوق ثبت و امور حسبی در سایر رشته‌های حقوق اهتراز می شود.

 

مبحث نخست : اعتبار محتویات و مندجات سند رسمی

 

گفتار اول : معتبر بودن تمام محتویات و امضائات سندرسمی

 

سند از حیث ماهیت دارای دو جزء می‌باشد. جزء اول آن عبارات و آثار انگشت و امضاهای ذیل سند است و به تعبیر دیگر، ظاهر هر سند رسمی که تعهد یا اقرار یا معامله ای در آن درج شده می‌باشد، جزء صوری یا مادی یا محتویات سند نامیده می شود. جزء دوم صحت این اقرار یا معامله با واقع است که از امور معنوی بوده و به آن مندرجات یا مفاد عبارات سند اطلاق می‌گردد. (جعفری لنگرودی، ۱۳۷۶: ۶۲۴ ) (حسینی نژاد،۱۳۸۱: ۶۳) ( امامی، ۱۳۷۹: ۶/۸۱) . اعتبار سند مربوط به هر یک از این دو جزء به صورت جداگانه بررسی می شود.

 

بند نخست : اعتبار محتویات سند رسمی

 

منظور از محتویات سند رسمی، کلیه عبارات، امضاها و آثار انگشت یا مهر است که روی آن نقش شده است و منظور از معتبر بودن محتویات، آن است که صحت انتساب تمامی محتویات به افراد، محرز شده باشد و تردید یا انکار آن ممکن نباشد. البته مطابق ماده ۷۰ قانون ثبت، اثبات مجعولیت سند، می‌تواند آثار این اعتبار را مخدوش نماید.

 

‌بنابرین‏ ، چنانچه سند رسمی باشد، نسبت به محتویات آن فقط دعوای جعل شنیده می شود، (جعفری لنگرودی، ۱۳۷۶: ۲/۵۵۴) که آن هم تنها با رعایت تشریفات خاص ممکن است. (کاتوزیان،۱۳۸۹: ۲/ ماده ۱۲۹۲)

 

مطابق ماده ۷۰ اصلاحی قانون ثبت[۱] مراد از اعتبار محتویات سند رسمی که به موجب رعایت تشریفاتی که قانون لازم دانسته، تنظیم شده باشد، فرض صحت انتساب عبارات و امضاهای موجود در آن، به اشخاصی است که سند به آن ها نسبت داده شده، تا زمانی که خلاف آن ثابت گردد. لذا انکار و تردید نسبت به آن مسموع نیست. بنا بر این به موجب ماده فوق و ماده ۱۲۹۲ قانون مدنی[۲] ، هر گاه سند رسمی در دعوایی ابراز و استناد گردد، بدون رسیدگی به صحت صدور، محتویات آن معتبر می‌باشد و احتیاجی به اقامه دلیل ندارد.

 

بند دوم : اعتبار مندرجات سند رسمی

 

« مندرجات سند» نیز مفاد و مضمون عباراتی است که در سند قید شده است. به عبارت دیگر، مندرجات سند از امور معنوی است، بر‌خلاف محتویات سند که از امور مادی می‌باشد( امامی،۱۳۷۹: ۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:28:00 ب.ظ ]




پرسش از مثال: چنان چه درباره نمونه یا مثال از یادگیرنده سؤال پرسیده شود یا از یادگیرنده خواسته شود کاری انجام دهد، شکل ارائه اولیه «سؤال از مثال» خواهد بود(نوروزی و رضوی، ۱۳۹۰). برای مثال، معلمی از یادگیرنده می‌خواهد برای مفهوم «داده» که پیش از این یاد گرفته است، نمونه‌ای ارائه دهد، از این نوع ارائه خواهد بود.

 

 

انواع ارائه ثانویه

 

انواع ارائه اولیه ابزار مهمی در آموزش هستند. انواع ارائه ثانویه اطلاعاتی هستند که به انواع ارائه اولیه اضافه می‌شوند تا میزان یادگیری را که قرار است اتفاق بیفتد، افزایش دهند. انواع ارائه ثانویه به انواع شرح و بسط نیز معروف‌اند. انواع ارائه ثانویه ‌به این دلیل مورد استفاده قرار می‌گیرند تا فرایند پردازش اطلاعات دانش‌آموزان را تسهیل کند یا در آن‌ ها ایجاد علاقه کند؛ مانند شرح و بسط زمینه‌ای که به شرح سوابق تاریخی موضوع مورد آموزش یا افرادی که در نوشتن یا در اولین تحقیقات دست ‌داشته‌اند، محل اولین تحقیقات، علت اهمیت موضوع و … می‌پردازد. شرح و بسط، میزان دستیابی به موفقیت و یادگیری کارآمد را افزایش می‌دهد و باعث مشارکت دانش‌آموزان در فرایند آموزش می‌شود (فردانش، ۱۳۹۲). مریل این نوع از شرح و بسط را در جهت تکمیل دستورات آموزشی و طراحی آموزشی خود پیشنهاد کرد که به نوعی ‌تکمیل کننده انواع ارائه اولیه است که بر حسب نوع محتوا و نوع یادگیری به دنبال ارائه اولیه ارائه در آموزش می‌آید. در واقع انواع ارائه ثانویه آموزش، برای تسهیل یادگیری فراگیران یا برای جلب توجه آنان به کار می رود. انواع شرح و بسط بر حسب محل و منظور به‌کارگیری نام خاصی به خود می‌گیرد (فردانش، ۱۳۸۸). در زیر به طور مفصل انواع شرح و بسط توضیح داده شده است:

 

شرح و بسط زمینه‌ای؛ شرح و بسط زمینه‌ای[۴۷]، زمینه‌های تاریخی موضوع مورد آموزش را در بر می‌گیرد. مثلاً، «چه کسی قانون را کشف کرد؟» یا «اولین بار در کجا اتفاق افتاد؟» یا این که «چرا آن مهم است؟». در واقع یادگیری مؤثر در سایه ایجاد زمینه و بافت مناسب صورت می‌گیرد. در این شرایط، یادگیرنده محتوای آموزشی را جذاب­تر می‌یابد و می‌تواند مطالب جدید را آسان تر و بهتر با آموخته‌های قبلی خود مرتبط سازد. ‌بنابرین‏ تا جایی که ممکن است باید مطالب آموزشی را با زمینه یا بافتی که در آن روی می‌دهد، مرتبط ساخت. یکی از اقدامات مناسب در این زمینه، بحث درباره اهمیت موضوع آموزشی است. ارائه مواد آموزشی در قالب داستان یا مطالعه موردی می‌تواند قابلیت درک و ارتباط آن را با آموخته‌های قبلی شاگرد بهبود بخشد. ایجاد زمینه یا بافت برای همه انواع ارائه اولیه مناسب است (نوروزی و رضوی، ۱۳۹۰). مثلاً برای آموزش برنامه‌نویسی می‌توان در ابتدای آموزش به ارائه مطالبی در باب اولین پیشگامان برنامه‌نویسی پرداخت و تاریخچه‌ای مختصر درباره چگونگی ایجاد زبان‌های برنامه‌نویسی را بیان کرد. ارائه شرح و بسط‌های زمینه‌ای می‌تواند باعث افزایش انگیزه و علاقه در دانش‌آموزان شود.

 

شرح و بسط واژگانی؛ تعریف واژه های جدید و نا آشنا در بافت آموزشی را شرح و بسط واژگانی[۴۸] می‌گویند. هنگامی که واژه های جدید در آموزش به کار می رود، لازم است تعریفی از آن‌ ها ارائه شود تا یادگیرنده بتواند در صورت لزوم، تعریف واژگان کلیدی را به خاطر داشته باشد. یکی از روش‌های مناسب در این زمینه، تهیّه واژه‌نامه برای ماده آموزش است. تعریف واژگان برای همه واژگان برای همه ارائه اولیه مناسب است (نوروزی و رضوی، ۱۳۹۰).

 

شرح و بسط پیش‌نیاز؛ در شرح و بسط پیش‌نیاز[۴۹] اطلاعاتی را که برای یادگیری موضوع مورد آموزش نیاز است، ارائه می‌کنیم (فردانش، ۱۳۸۸). مثلاً در موضوع مورد آموزش تقدم عملگرها(به عنوان اصول) باید فرد ابتدا مفهوم عملگر را بداند ‌بنابرین‏ در اینجا آوردن توضیحاتی در ارتباط با عملگرها به عنوان یک پیش‌نیاز برای تقدم عملگرها محسوب می‌شود.

 

آموخته‌ها و تجربه های گذشته شاگرد «ساخت شناختی[۵۰]» وی را تشکیل می‌دهد. آمادگی شاگرد در حد وسیعی تحت تأثیر تجارب گذشته اوست. فرد زمانی می‌تواند مفاهیم و مسائل جدید را درک کند که مفهوم و مسئله جدید با ساخت شناختی وی مرتبط باشد. در واقع یادگیری جریانی است که تجارب گذشته پایه و اساس وضع فعلی آن را تشکیل می‌دهد و آنچه فرد در آینده خواهد آموخت باید متناسب با تجارب او در زمان حاضر باشد. فرد وقتی مفهومی را واقعاً می‌آموزد که پایه و ریشه در تجارب گذشته‌اش داشته باشد. اگر این ارتباط برقرار نشود، یادگیری به معنی خاص خود صورت نخواهد گرفت. در واقع یادگیری معنادار در گرو ارتباط مطالب جدید با مطالب قدیمی و آشنا است.

 

شرح و بسط حافظه‌ای؛ ما در سراسر زندگی ناگزیریم مطالبی را به خاطر بسپاریم؛ از لحظه تولد با دنیایی از مصنوعات و رویدادهای جدید روبرو می‌شویم که لازم است آن‌ ها را دسته‌بندی کنیم. به علاوه بسیاری از عناصر دنیای ما به وسیله کسانی پیش از ما نام‌گذاری شده‌اند. ما باید واژه های زیادی را یاد بگیریم، و آن‌ ها را به اشیا، وقایع، اعمال و کیفیت‌هایی که معرف آن‌ ها هستند ربط دهیم. مهم‌ترین نکته آن است که افراد بتوانند استعداد حفظ مطالب را در خود نگه‌دارند، به نحوی که بتوانند بعداً آن‌ ها را به خاطر آورند. در واقع، شرح و بسط حافظه‌ای کمک‌های حافظه‌ای[۵۱] برای حمایت از به یادسپاری و یاد­داری اطلاعات یاد گرفته شده به کار می رود (فردانش، ۱۳۸۸). بر اساس نظریه نمایش اجزاء استفاده از یادیارها هنگامی مفید است که بخواهیم تعریف، مثال و یا یک مطلب مشخص را به یادگیرنده آموزش دهیم (نوروزی و رضوی، ۱۳۹۰).

 

شرح و بسط شکل ارائه؛ شرح و بسط شکل ارائه[۵۲] به روش‌های دیگری که از طریق آن می‌توان یک کلیّت را ارائه داد، اشاره دارد. مثلاً استفاده از دیاگرام، چارت، فرمول یا حتی در قالب کلماتی دیگر مطلبی را بیان کردن. یکی از شیوه هایی که می‌توان از آن برای بیان مطالب استفاده کرد نقشه مفهومی است. نقشه مفهومی، یک ابزار حمایت یادگیری است که به یادگیرندگان کمک می‌کند تا از مطالبی که قصد یادگیری آن را دارند بازنمایی روشنی بسازند. نقشه مفهومی به یک روش خلاصه گونه برای مرتب کردن و به هم ربط دادن اطلاعات گفته می‌شود که در آن از خطوط، کلمات، علائم، نمادها و مانند این‌ها استفاده می‌شود. (سیف، ۱۳۸۸). لفرانسوا الگوی مفهومی را به عنوان بازنمایی کلامی یا تصویری تعریف ‌کرده‌است که هدف آن «کمک به یادگیرنده در ایجاد یک بازنمایی ذهنی روشن و مفید از آنچه قرار است بیاموزد» می‌باشد(به نقل از سیف، ۱۳۸۸). همچنین می‌توان از طریق الگوی مفهومی مطالب مورد آموزش را به بیانی دیگر و از طریق روشی دیگر به دانش‌آموزان ارائه داد. این نوع شرح و بسط بار شناختی، به ویژه بار شناختی بیرونی را کاهش می‌دهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:40:00 ب.ظ ]




پژوهش‌های لین و وارد(۱۹۹۶)، کارل(۱۹۹۲)، تومی ‌و همکاران(۱۹۹۱)، جنسن وکارولی(۱۹۹۱)، اشمید(۱۹۸۵) و کوباسا، مدی وکان(۱۹۸۲)،همگی حاکی از آن است که میزان خودکنترلی در افراد بیمار وغیر بیمار، متفاوت است(به نقل از علی بیگی،۱۳۸۳).

 

نتایج پژوهش‌ها(کوباسا[۸۵]، مدی[۸۶] وکان، ۱۹۸۲، به نقل از علی بیگی،۱۳۸۳)، در این مورد نشان داد افرادی که احساس می‌کردند وقایع را در کنترل خویش دارند، کار وزندگی آن ها با هم در ‌آمیخته است ‌و هنگام مواجهه با تغییر ودگرگونی، واکنش مناسب ومثبت ابراز می کردندواز کسانی که چنین نگرش‌هایی نداشتند، سالمتر بودند.

 

شوگرین و همکاران(۲۰۰۶)، پژوهشی تحت عنوان نقش سازه‌های روانشناسی مثبت در رضایتمندی از زندگی نوجوانان باو بدون ناتوانی های شناختی انجام دادند. نتایج نشان داد که امیدواری، خوش بینی، منبع کنترل وخودپیروی با یکدیگر همبستگی معنادار داشتند وهمچنین امیدواری و خوش بینی پیش‌بینی کننده های قوی در رضایتمندی از زندگی بودند.

 

کوکونت، کینانن وپال کینن(۲۰۰۲)، طی یک مطالعۀ طولی در زمان ۲۲ سال نتیجه گرفتند، خودکنترلی هیجانی بالا در زنان و مردان در سن ۱۴ سالگی تأثیر مستقیمی بر سلامتی و رفتارهای بهداشتی آن ها در۳۶ سالگی داشته است.

 

وایتنبرگ[۸۷](۱۹۹۵)، تأثیر مهارت اجتماعی و خودکنترلی را برروی کودکان که از لحاظ اجتماعی مضطرب بودند، مورد بررسی قرار داد، که هم مهارت اجتماعی و هم خود کنترلی باعث اضطراب می شونداما روش خود کنترلی تأثیر بیشتری نسبت به آموزش مهارت اجتماعی داشت(به نقل از همتی علمدار،۱۳۸۲).

 

افشاری نیا(۱۳۷۸)، دربررسی فیدبکهای محیطی روی رفتارهای خودکنترلی که بر روی ۹۰ دانشجوی دختر وپسر سنین ۱۹تا ۲۳ سال انجام گرفت، نقش عوامل تقویت کننده(بازخوردهای کلامی مثبت)و نیز حوادث ‌و رویدادهای انزجاری وتنبیه کننده(برخوردهای کلامی منفی)بر روی رفتارهای خودکنترلی مورد بررسی قرار داد. یافته های پژوهش نشان می‌دهد که بازخوردهای مثبت محیطی می توند عزت نفس وخود پنداره فرد نسبت به خودش را افزایش داده ورفتارهای خودکنترلی او را تحت تأثیر قرار دهد.

 

فرقدانی(۱۳۸۲)، درپژوهش خود به بررسی رابطه بین هوش هیجانی وسازگاری اجتماعی پرداخت وبه این نتیجه رسید که بین خودکنترلی(یکی از مؤلفه های هوش هیجانی )، دانشجویان وسازگاری اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. با توجه به نتایج پژوهش‌ها ومثبت بودن همبستگی نتیجه گرفت که با کاهش یا افزایش خودکنترلی، سازگاری اجتماعی هم می‌تواند کاهش یا افزایش یابد. پس این احتمال وجود داردکه دانشجویانی که از خودکنترلی بالایی برخوردارند، کمتر دچار ناسازگاری اجتماعی می‌شوند وبه هر میزان که از خودکنترلی برخوردار نباشند، امکان مختل شدن سازگاری اجتماعی آن ها وجود دارد.

قاسمی (۱۳۸۴)، طی پژوهشی ‌به این نتیجه رسید که آموزش خودکنترلی به طور معنادار باعث افزایش سخت رویی کلی، مؤلفه تعهد وکنترل شده است ولی ‌در مورد مؤلفه چالش معنادار نبوده است.

 

در پژوهش غفاری(۱۳۸۵)، مشخص گردید که افزایش خودآگاهی هیجانی وکنترل تکانه موجب کاهش کناره گیری اجتماعی وکاربری اجباری اینترنت درکاربران شده است.

 

پژوهشی که همتی علمدار(۱۳۸۳) انجام داد نشان می‌دهد که در نتیجه آموزش خود کنترلی، هم خودکنترلی وهم مهارت‌های اجتماعی دانش آموزان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی به طور معناداری افزایش می‌یابد وبعد از یک ماه پیگیری، نتایج به دست آمده پایدار ماندند.

 

اله وردی پور و همکاران(۲۰۰۶)، درمطالعه ای که برروی دانش آموزان دبیرستانی انجام دادند، همسو با پژوهش‌های خارجی ‌به این نتیجه رسیدند که نوجوانان دارای خودکنترلی پایین درخطر بالای استفاده از مواد مخدر هستند.

 

کومر وتامپسون(۲۰۰۳) در پژوهشی به بررسی رابطه میان شناسایی هویت خود وخودکنترلی رفتار از لحاظ سنی ‌و جنسیت در بین نوجوانان پرداختند،یافته های این پژوهش نشان می‌دهد که جنسیت برخود کنترلی مؤثر است،مردان نسبت به زنان ازخود کنترلی بیشتری برخوردارند، ولی سن برخودکنترلی هیچ تأثیری ندارد.

 

رافضی (۱۳۸۲)، در مطالعه ی خود ‌به این نتیجه رسید که آموزش خودکنترلی تأثیر زیاد وپایداری روی کاهش پرخاشگری نوجوانان دختر (۱۸-۱۵)ساله داردبه طوری که پس از ۱۰ جلسه گروهی آموزش خودکنترلی میانگین نمرات پرخاشگری در گروه آزمون به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یافته بود.

 

ملکی و همکاران(۱۳۹۰)، در بررسی خود با عنوان تأثیر آموزش گروهی مهارت کنترل خشم بر پرخاشگری دانش آموزان پسر(۱۵-۱۲)سال ‌به این نتیجه رسید که میانگین پرخاشگری در دو گروه آزمایش وکنترل بعد از آموزش و در مرحله پیگیری تفاوت معنا داری دارد و آموزش گروهی کنترل خشم برپرخاشگری دانش آموزان پسر مؤثر بود.

 

صفری (۱۳۸۸)، در پژوهش خود ‌به این نتیجه رسید که آموزش کنترل تکانه پرکینسون وآموزش خود کنترلی به طور معنادار باعث کاهش تکانشگری کلی دانش آموزان ۱۵-۱۸ساله شده است واین تأثیرات تا دوماه بعد پایدار ماند.

 

وایتنبرگ(۱۹۹۵)، تأثیر آموزش مهارت اجتماعی و خود کنترلی را بر روی کودکانی که از لحاظ اجتماعی مضطرب بودند، مورد بررسی قرار داده است.این تحقیق ازنوع تحقیقات آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون می باشدکه دوازده هفته بعد از پس آزمون پیگیری صورت گرفته است. وی در تحقیق خود ‌به این نتیجه رسید که هم مهارت اجتماعی وهم خود کنترلی باعث کاهش اضطراب می‌شوند. اما روش خود کنترلی تأثیر بیشتری نسبت به آموزش مهارت اجتماعی داشت(به نقل از همتی علمدار لو،۱۳۸۳).

 

یافته های سالومه سادات ترابی(۱۳۹۰) ‌در مورد اثر بخشی آموزش خود کنترلی بر افزایش رضایت از زندگی و بهبود خویشتن داری، نشان می‌دهد که با اطمینان بیش از ۹۹%آموزش خودکنترلی باعث افزایش رضایت از زندگی شده است.

 

جمهری(۱۳۸۰)، دریافت که ارتباط معکوسی بین کنترل وگرایش به افسردگی وجود دارد.

 

بهرامی خوندایی(۱۳۸۳)، ‌به این نتیجه رسید که هرچه خودکنترلی بالاتر رود کیفیت زندگی بهتر می شود.و درمقایسۀ خودکنترلی دانشجویان دختر وپسر نشان داد که تفاوتی بین خودکنترلی دانشجویان دختر وپسر وجود ندارد.

 

بارن[۸۸](۱۹۸۹)، در پژوهشی تأثیر نوع الگوی رفتار وخودکنترلی ،اطلاعاتی از تعارض وشیوه حل آن توسط کارکنان اداری و فنی یک شرکت بزرگ مواد غذایی را مورد مطالعه قرار داد. نتایج نشان داد افراد باخودکنترلی پایین وافراد با الگوی رفتاری A، بیشترین تعارض را با همکاران خود داشتند وبرای حل تعارض،از سبک خدمت رسانی به نسبت افراد با خودکنترلی بالا،کمتر استفاده می‌کردند.همچنین زنان نسبت به مردان تعارض کمتری را نشان دادند.

 

پژوهش خدایاری فرد و همکاران(۱۳۸۷)، نشان داد که دینداری می‌تواند ‌از گرایش فرد به مصرف مواد پیشگیری کند.

 

نتایج پژوهشی که به صورت طرح پیش آزمون پس آزمون ‌با گروه کنترل انجام شد نشان داد که بین هوش هیجانی وپرخاشگری همبستگی منفی معنی داری وجود دارد وهمچنین آموزش هوش هیجانی به بهبود آن و مؤلفه های مربوط شامل :تنظیم،ارزیابی وبیان وبه کارگیری هیجان منتهی می شود.به علاوه آموزش این صفت بر پرخاشگری ‌و مولفه های آن شامل: پرخاشگری بدنی، ناکامی وارتباط با همسالان درنوجوانان تأثیر معنی در دارد.می توان نتیجه گرفت که نه تنها هوش هیجانی با پرخاشگری نوجوانان دارای همبستگی منفی است، بلکه آموزش آن باعث افزایش معنی دار توانایی شناسایی ومدیریت هیجان شده وپرخاشگری را کاهش داده و می توند رویکردی در آموزش و درمان آنان باشد(کیمیایی و سلطانی فر،۱۳۹۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:52:00 ب.ظ ]




مفهوم سازی های اولیه از رفتار شهروندی سازمانی

 

رفتار شهروندی سازمانی با بهره گرفتن از اصطلاح(شهروندی شهری) در فلسفه سیاسی مفهوم سازی شده است. به اعتقاد گراهام ۱۹۹۱، می توان با بهره گرفتن از فلسفه کلاسیک و تئوری سیاسی مدرن چندین مورد از اعتقادات و تمایلات رفتاری را که با یکدیگر ترکیب می‌شوند مورد توجه قرارد اد و آن ها را علائم شهروندی فعال[۶۳] نامید که سه بخش اساسی مرتبط با یکدیگر از مسئولیت های شهروندی شهری را شامل می شود: ۱)احترام به ساختار و فرآیندهای منظم : شهروندان، مسوول اختیار منطقی – قانونی را تشخیص داده و از قانون تبعیت می‌کنند.

 

۲)وفاداری : شهروند علایق جامعه و ارزش های نهفته در آن را به صورت کلی تامین می‌کند . شهروندان وفادار جوامع خود را ارتقاء می‌دهند، آن را حفاظت کرده و تلاش زیادی برای نیکی کردن از خود نشان می‌دهند .

 

۳)مشارکت : درگیری مسوولانه و فعال در اداره جامعه را تحت شرایط قانونی در بر می‌گیرد . شهروندان مسوول، درباره مسایل کلی که بر جامعه تاثیرگذار است اطلاع کافی داشته، اطلاعات و ایده های خود را با سایر شهروندان مبادله کرده و به اداره جامعه کمک می‌کنند و دیگران را نیز تشویق می‌کنند که چنین رفتاری داشته باشند .

 

فیلسوفان سیاسی تشخیص داده‌اند که شهروندی شهری مسوول، به ترکیب و تعادل سه جزء اطاعت، وفاداری و مشارکت احتیاج دارد. فلسفه سیاسی مطرح می‌کند که ماهیت ارتباط شهروندان با دولتشان برای رفتار شهروندی آن ها حیاتی است. سه ویژگی مهم چنین ارتباطی عبارتند از : تعهد نامحدود [۶۴] ، اعتماد دو طرفه[۶۵] و ارزش های مشترک[۶۶] ( فتاحی،۱۳۸۶ :۲۲). برنارد[۶۷] (۱۹۸۳) در تحقیقات خود اسامی گوناگونی مانند، خودانگیزشی سازمانی، رفتارهای سازمانی اجتماع گرا و رفتارهای فرانقشی، تمایل به همکاری و ( رفتارهای نوآورانه و خود جوش) ‌به این پدیده سازمانی داده است. در نهایت با بررسی این واژه ( رفتارهای شهروندی سازمانی) برای این مفهوم پذیرفته شده است . این رفتارها برای اولین بار توسط ارگان و همکارانش به کار برده شده اند . ارگان رفتار شهروندی سازمانی را به عنوان مجموعه رفتارهای آگاهانه افراد، گرچه دارای الزام اجرایی نیست و تحت تاثیر نظام رسمی پاداش دهی نیز قرار ندارد اما بر عملکرد سازمان تاثیر به سزایی دارد، تعریف می‌کند ( دی پایولا، تارترو هوی[۶۸] ، ۲۰۰۵ :۴۲۳)

 

تعاریف رفتار شهروندی سازمانی

 

در تعریف اولیه رفتار شهروندی سازمانی که به وسیله باتمن و ارگان در سال ۱۹۸۳ مطرح شده است به طور کلی آن دسته از رفتارهایی مورد توجه قرار می‌گیرد که علی رغم آنکه اجباری از سوی سازمان برای انجام آن ها وجودن دارد، در سایه انجام آن ها از جانب کارکنان، برای سازمان منفعت هایی ایجاد می شود (بولینو، تورنلی[۶۹] ، ۲۰۰۳: ۷۵) گراهام (۱۹۹۱). پیشنهاد می‌کند که رفتار شهروندی سازمانی باید به صورت مجزا از عملکرد کاری مورد ملاحظه قرار گیرد. در این دیدگاه رفتار شهروندی سازمانی را باید به ‌عنوان یک مفهوم جهانی که شامل تمامی رفتارهای مثبت افراد در درون سازمان است . مورد توجه قرارد اد . تمایز بین عملکرد نقش و فرانقش به دلایل مختلفی مشکل خواهد بود. اولا: ادراکات مدیریتی و کارمندی از عملکرد کارکنان و مسئولیت ها ضرورتا با یکدیگر مشابه نیستند. ثانیاً: ادراک کارمندان از عملکرد و مسئولیت هایشان تاثیر گرفته از رضایت آن ها در محیط کارشان است . با توجه به چنین پیچیدگی هایی، تعریف اولیه اروگان از رفتار شهروندی سازمانی به ‌عنوان رفتار فرانقشی مورد توجه قرار گرفته است (کاستروو[۷۰] همکاران ، ۲۰۰۴: ۲۹). اورگان ( ۱۹۹۸) تعریف دیگری از رفتار شهروندی سازمانی را اینگونه ارائه داده است : رفتاری که از روی میل و اراده فردی بوده و به طور مستقیم یا صریح از طریق سیستم پاداش رسمی سازمانی مورد تقدیر قرار نمی گیرند، ولی باعث ارتقای عملکرد اثر بخش سازمان می‌گردند ( مارکوزی و زین[۷۱]، ۲۰۰۴: ۱). اورگان رفتار شهروندی کارکنان را به عنوان اقدامات مثبت بخشی از کارکنان برای بهبود بهره وری و همبستگی و انسجام در محیط کاری می‌داند که ورای الزامات سازمانی است ( هادسن[۷۲] ، ۲۰۰۲: ۷۰). ارگان همچنین معتقد است که رفتار شهروندی سازمانی، رفتاری فردی و داوطلبانه است که مستقیما به وسیله سیستم های رسمی پاداش در سازمان طراحی نشده است، اما با این وجود باعث ارتقای اثر بخشی و کارایی عملکرد سازمان می شود. این تعریف بر سه ویژگی اصلی رفتار شهروندی تأکید دارد : اول اینکه این رفتار باید داوطلبانه باشد یعنی نه یک وظیفه از پیش تعیین شده و نه بخشی از وظایف رسمی فرد است . دوم اینکه مزایای این رفتار، جنبه سازمانی دارد و ویژگی سوم این است که رفتار شهروندی سازمانی ماهیتی چند وجهی دارد. اورگان رفتار شهروندی سازمانی را به عنوان نوعی رفتار کارکنان سازمان ها تعریف می‌کند که عملکرد اثر بخش سازمان را بدون توجه به اهداف بهره وری فردی هر کارمند ارتقا می‌دهد. عناصر کلیدی رفتار شهروندی سازمانی عبارتند از :

 

    • یک نوع رفتاری است فراتر از آنچه که برای کارکنان سازمان به طور رسمی تشریح گردیده است .

 

    • یک نوع رفتاری است که به صورت اختیاری و ‌بر اساس اراده فردی می‌باشد .

 

    • رفتاری است که به طور مستقیم پاداشی به دنبال ندارد و یا از طریق ساختار رسمی سازمانی مورد قدردانی قرار نمی گیرد .

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:04:00 ب.ظ ]




۲-۲-۵-۳-نظریه تعامل

 

در حال حاضر تئوری تعارض حول محور دیدگاهی می‌چرخدکه آن را مکتب تعامل می‌نامند. اگرچه از دیدگاه روابط انسانی باید تعارض را پذیرفت ولی در مکتب تعامل بدین سبب پدیده تعارض مورد تأییدقرار می‌‌گیرند که یک گروه هماهنگ، آرام و بی‌دغدغه، مستعد این است که به فطرت انسانی خویش برگردد، یعنی احساس خود را از دست بدهد، تنبلی و سستی ییشه کند و در برابر پدیده تغییر، تحول و نوآوری هیچ واکنشی از خود نشان ندهد. نقش اصلی این شیوه تفکر درباره تعارض این است که این پدیده مدیران سازمان‌ها را وادار ‌می‌کند که در حفظ سطحی معینی از تعارض بکوشند و مقدار تعارض را تا حدینگه‌ سازمان را زنده، با تحرک، خلاق و منتقد به خود نگه دارد.

 

۲-۲-۶-ارزش‌های مشترک

 

ارزش گاه در قالب یک هدف و گاه رسیدن به هدف و با بهاء دادن به یک مورد مطرح می‌شود. گونه‌های بسیاری ‌از ارزش‌هاقابل‌و تشخیص‌اند از جمله ارزش‌های اقتصادی،سیاسی، حقوقی،فرهنگی و دینی. آنچه نوع و میزان و مرتبت ارزش‌ها را تحقق می‌بخشد فرهنگ است. فرهنگ به ارزش‌ها هویت می‌بخشد.به عبارت دیگر معیار ارزش‌ها از طریق فرهنگ شناسایی می‌شود. رابطه متقابل بین فرهنگ و ارزش‌های قابل‌قبول و مطرود در هر جامعه‌ای وجود دارد. چرا که ارزش‌ها نیز موجب شناخت و تفاوت فرهنگ می‌شوند (سازگارا،۱۳۷۷). اگر مدیریت را یک سیستم بدانیم،حضورارزش‌ها در زیرسیستم‌های متعدد آن به چشم می‌خورد که به برخی از آن‌ ها اشاره می‌شود: فرهنگ‌سازمانی به عنوان یکی از مهم‌ترین زیرسیستم‌های مدیریت،بارزترین جایی است که ارزش‌ها در آن رشد می‌کند. با پذیرش این اصل که ارزش‌های مشترک از جمله عناصر فرهنگ ‌سازمانی بوده و به همراه باورها تجلی فرهنگ ‌سازمانی هستند (استانلی دیویس،۱۳۷۳).وارزش‌های اصلی سازمانکه به مقیاس وسیع مورد توجه همگان قرار می‌گیرند، معرف فرهنگ آن سازمان هستند (رابینز،۱۳۷۳). ناشی از اعتقادات مشترکی است که طرفین ‌در مورد اهداف، رفتارها و سیاست‌ها دارند و این پیوندهای قلبی را به وجود خواهد آورد که زمینه را برای اعتمادسازی و تعهد بیشتر آماده می‌کند. علاوه بر این، وجود وجه مشترک بین دو طرف مبادله، راه را برای ادامه مسیر هموارتر خواهد کرد و محکم تر شدن ستون‌های بازاریابی رابطه مند را در پی خواهد داشت (چانتال آمی،۲۰۰۷). پیتر دراکر بر این باور است که سازمان‌ها باید برای خود معیار و ارزش‌هایی داشته باشند، مردم هم همین طور. برای اینکه فرد در سازمان، کارآمد و مؤثر باشد ارزش‌های او باید با ارزش‌ها و معیارهای سازمان، سازگاری و همخوانی داشته باشد. در دهه ۱۹۸۰ مدل مک کینزی برای موفقیت شرکت‌هاهفت عامل درونی را مؤثر می‌داند ارائه شد. مدل (هفت اس) مک کینزی یک چارچوب و مدل مدیریتی است که هفت عامل را جهت سازماندهی یک شرکت در یک نگاه کلی و مؤثر بیان می‌سازد. عواملی که با یکدیگر نحوه عملکرد شرکت را تعیین می‌کنند،شرکت‌ها چه بزرگ و چه کوچک باید این هفت عامل را مورد بررسی قرار دهند تا بتوان اطمینان حاصل کنند که راهبردها به درستی پیاده می‌شود. در مرکز این مدل ارزش‌های مشترک قرار گرفته است. اعتقادات،باورها و اهدافی که بین بخش‌های مختلف شرکت مشترک هستند.

ارزش ها و تئوری های مدیریت شاید بتوان با توجه به آنچه گفته شد، ردپای ارزش ها رادر همه تئوری های مدیریت از کلاسیک ها و حتی پیش تر از آن گرفته تا نظریه های جدید مدیریتی را پیگیری کرد. آنچه در تقسیم بندی منابع قدرت از وبر نقل شده است و یا برخی اصول چهارده گانه مدیریت فایول و حداقل دو اصل از اصول مدیریت علمی تیلور، هریک به نحوی بر پذیرش تفاوت ها و ارزش های افراد در سازمان گواهی می‌دهند. بدون شک مکتب نئوکلاسیک ها،که با مطالعات هاثورن آغاز شد،ارتباط بین ارزش های افراد و عملکرد آن ها در سازمان را مورد تأیید قرار داده است و در ادامه نظریه های رفتارگرایان و افرادی چون مازلو،هرزبرگ، مک گریگور،هرسیهریک به نحوی مهر تاییدی بر نفوذ ارزش ها در سازمان و عملکرد آن نهاده اند(رضائیان،۱۳۸۲).

 

۲-۲-۷-همدلی

 

همدلی یک جزء دیگر مراوده تجاری است که بین دو طرف رابطهایجاد می‌شود و در یک وضعیت یکپارچه جهت دستیابی به هدف مطلوب ایفای نقش می‌کند. وجود این جزء در بازاریابی رابطه مند، موجب توسعه و افزایش وفاداری می‌گردد و به طور مستقیم احساس تعلق به رابطه و به طور غیرمستقیم احساس تعلق به سازمان را ایجاد می‌کند. مطالعات انجام‌گرفته توسط ویلسون و مالاننی (۱۹۸۶) نشان می‌دهد که: همبستگی قوی تر بین خریداران و فروشندگان باعث ایجاد تعهد بیشتر جهت حفظ رابطه می‌شود (سازگارا،۱۳۸۲).

 

۲-۲-۸ -پارک علم وفناوری

 

سابقه پارک‌ها و شهرک‌هایعلمی و فناوری به اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل۱۹۶۰برمی‌گردد. از لحاظ تاریخی پیدایش«پارک پژوهشی مثلثی» در کارولینای شمالی و «دره سیلیکون» در کالیفرنیا در همسایگی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی قوی، طلیعه ایجاد پا رک‌ها و شهرک‌های علمی و فناوری و تحقق نمونه های اولیه آن‌ ها تلقی شده است. اولین پا رک‌ها و شهرک‌های علمی و فناوری در اروپا در اواخر دهه شصت شکل گرفتند که از آن جمله می‌توان به «کمبریج» و «هریوت وات» در انگلیس و «گره‌نویل» و «سوفیاآنتی‌پولیس» در فرانسه اشاره نمود. اکنونبیش از هشتصدپارک علمی و فناوری در بیش از پنجاه و پنج کشور جهان وجود دارد که بیش از ۲۸۵ عدد از آن‌ ها فقط در ایالات ‌متحده آمریکا احداث شده است.

 

دنیابیش از سه هزارانکوباتور (مرکز رشد)
آمریکا: بیش از هزارانکوباتور (مرکز رشد)
برزیل: بیش از دویستانکوباتور (مرکز رشد)
ازبکستان: بیش از بیست و پنجانکوباتور (مرکز رشد)

 

افزایش روزافزون فاصله بخش‌های اقتصادی با دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی موجب پیدایش سازمان‌های جدیدی در چند دهه اخیر با هدف کاهش این فاصله و عینیت بخشیدن به نتایج تحقیقات در جامعه گشته است. موفقیت این سازمان‌ها، که در بسیاری کشورها نقش اساسی در رشد و توسعه علمی ـ اقتصادی داشته، موجب تکثیرسریع این الگو در کشورهای مختلف شده است. هسته اصلی فلسفه ایجادپا رک‌های تحقیقاتی در کشورهای مختلف تا حدود زیادی به یکدیگر شباهت دارد. ارکان اصلی این فلسفه به قرار زیر است:

 

• فراهم کردن بسترهای فیزیکی و عینی مورد نیاز برای پرورش و شکوفایی خلاقیت پژوهشگران و نوآوران از طریق ایجاد فضاهای مطلوب.

 

•صرفه‌جویی اجتماعی در وقت و هزینه های ارتباطی از طریق گرد هم آوردن مجموعه عناصر، نهادها، شرکت‌ها، سازمان‌ها و حتی افراد منفردی که در امر خلق، پرورش، تولیدی کردن و ارتقای کیفیت یک یا چند فناوری تعریف ‌شده و مورد نیازجدی جامعه فعال‌اند.

 

•تسهیل ارتباطات رو در رو و نزدیکی همه عناصریکه در گردونه تحقیق و توسعه و تولید به کسب‌وکاراشتغال دارند.

 

•برگزاری سمینارها، کنفرانس‌ها و نشست‌های مختلف تخصصی و آموزشی جهت بسط علمی و توسعه فناوری.

 

•صرفه‌جویی اقتصادی در سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی، استفاده مشترک از امکانات و تسهیلات زیر بنایی نظیر تأسیسات شهری، تجهیزات گران ‌آزمایشگاهی، بانک‌های اطلاعاتی.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:32:00 ق.ظ ]




نمونه آماری عبارت است از تعداد محدودی از آحاد جامعه آماری که ‌بیان کننده ویژگی‌های اصلی جامعه باشد (عادل آذر، ۱۳۸۴). در این تحقیق جهت بررسی دلایل ایجاد اختلاف بین سود مشمول مالیات تعیین‌شده از دیدگاه حسابرسان مالیاتی و مأموران امور مالیاتی، از اطلاعات پرونده های مالیاتی استفاده شده است.

 

نمونه مورد استفاده در این تحقیق با بهره گرفتن از روش حذفی سیستماتیک انتخاب شده است، بدین صورت که شرکت‌هایی که دارای شرایط زیر باشد در نمونه قرار گرفته‌اند:

 

    1. سال مالی شرکت‌ها ۲۹ اسفند باشد.

 

  1. در سال مورد رسیدگی، شرکت اظهارنامه، گزارش حسابرسی مالی و مالیاتی را در موعد مقرر به اداره دارایی تسلیم نموده باشد.

پس از حذف پرونده های فاقد شرایط مذکور، ۹۸ پرونده باقی‌مانده که به عنوان مشاهدات پژوهش در نظر گرفته می‌شود.

 

مدل و متغیرهای تحقیق

 

در این تحقیق برای آزمون فرضیه اول از آزمون مقایسه میانگین­های جفت شده (Pared T-test) استفاده می­ شود. همچنین با توجه به اینکه تحقیق دیگری با موضوع تحقیق حاضر انجام نشده است، ‌بنابرین‏ برای آزمون فرضیه‌های دوم تا هفتم تحقیق، با مساعدت استاد راهنما از مدل رگرسیون خطی چندگانه به شرح زیر استفاده می­کنیم:

 

(۱)

 

که در این مدل:

 

: تفاوت بین سود مشمول مالیات تعیین‌شده توسط حسابرسان و مأموران امور مالیاتی شرکت i در سال t و متغیر وابسته تحقیق است که از طریق تقسیم مبلغ تفاوت بر ارزش دفتری دارایی‌های شرکت به دست همگن شده است.

 

: تفاوت دیدگاه در خصوص رعایت هزینه های مرتبط با فعالیت اصلی شرکت (ماده ۱۴۷ ق.م.م) شرکت i در سال t است که از طریق تقسیم مبلغ تفاوت ایجادشده ناشی از این متغیر بر ارزش دفتری مجموع دارایی‌های شرکت محاسبه و همگن شده است.

 

: تفاوت دیدگاه در خصوص رعایت هزینه های قابل‌قبول مالیاتمالیاتی (۴۸ ق.م.م) شرکت i در سال t است.

 

: متورم نمودن هزینه ها از طریق تغییر عنوان حساب شرکت i در سال t است که از طریق تقسیم مبلغ تفاوت ایجادشده ناشی از این متغیر بر ارزش دفتری مجموع دارایی‌های شرکت محاسبه و همگن شده است.

 

: کتمان درآمد به وسیله مؤدیان شرکت i در سال t است که از طریق تقسیم مبلغ تفاوت ایجادشده ناشی از این متغیر بر ارزش دفتری مجموع دارایی‌های شرکت محاسبه و همگن شده است.

 

: بیانگر اندازه مؤسسه‌ حسابرسی کننده شرکت i در سال t است.

 

: بیانگر اندازه واحد مورد رسیدگی i در سال t است که از طریق لگاریتم طبیعی مجموع ارزش دفتری دارایی­ های شرکت محاسبه‌شده است.

 

تعریف واژگان عملیاتی

 

حسابرسان موضوع ماده ۲۷۲: منظور حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران و سازمان حسابرسی است که به موجب ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم اجازه رسیدگی و تعیین سود مشمول مالیات اشخاص حقوقی را دارند.

 

گزارش حسابرسی مالیاتی: گزارشی است که باید توسط حسابرسان مالیاتی بر اساس فرم تهیه‌شده از سوی سازمان امور مالیاتی تکمیل‌شده و در اختیار سازمان امور مالیاتی قرار گیرد.

 

ماده ۱۴۷ و ۱۴۸ ق.م.م: دو مورد از مواد قانون مالیات­های مستقیم است که مربوط به هزینه­ های قابل قبول مالیاتی بوده و در اکثر شرکت­ها موضوعیت دارد.

 

کتمان درآمد و متورم کردن هزینه­ ها: منظور از کتمان درآمد تلاش­ های مؤدی با بهره گرفتن از روش­های تکنیکی و پیچیده برای فرار مالیاتی و کم نشان دادن سود مشمول مالیات است. منظور از متورم کردن هزینه­ ها، روش­های گوناگون مؤدیان برای بیشتر نشان دادن هزینه­ ها و در نتیجه کم نشان دادن سود مشمول مالیات است.

 

خلاصه فصل

 

در این فصل به ارائه­ کلیات تحقیق پرداخته شد و طرح کلی تحقیق مشخص گردید. موارد ذکرشده در این فصل شامل مقدمه، بیان موضوع تحقیق، اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، اهداف اساسی تحقیق، فرضیه ­های تحقیق، استفاده‌ کنندگان از نتایج تحقیق، روش تحقیق و جامعه و نمونه آماری تحقیق بودند.

 

چارچوب فصول بعد

 

در فصل دوم به ارائه­ مبانی نظری، ادبیات موضوع و مطالعات داخلی صورت گرفته در ارتباط با حسابرسی مالیاتی و اجرای ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم پرداخته خواهد شد.

 

در فصل سوم، روش انجام تحقیق تشریح شده و جامعه­ آماری، نمونه­ آماری و روش نمونه گیری استفاده شده ارائه خواهد شد. همچنین در این فصل فرضیه ­های تحقیق بیان‌شده و متغیرهای تحقیق و شیوه­ محاسبه­ آن‌ ها آورده خواهد شد و روش گردآوری اطلاعات و روش‌های آماری استفاده شده به طور مبسوط تشریح خواهد شد.

 

در فصل چهارم مدل­های تحقیق مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته و فرضیه ­های تحقیق آزمون خواهد شد.

 

در فصل پنجم، نتایج حاصل از آزمون فرضیه ­ها و تجزیه و تحلیل­های انجام‌شده بیان گردیده و توصیه برای تحقیقات آتی داده خواهد شد.

 

فصل دوم:

 

مبانی نظری و ادبیات تحقیق

 

 

مقدمه

 

مالیات از عمده‌ترین مظاهر حاکمیت دولت در اکثر کشور­های پیشرفته به شمار می رود و بخش عمده‌ای از بودجه سالیانه این کشورها را تشکیل می‌دهد. در ایران نیز هرچند در مقایسه با کشورهای پیشرفته، نسبت درآمدهای مالیاتی به GDP کمتر است اما بعد از نفت و گاز که منابع اصلی تأمین بودجه می‌باشند، مالیات به عنوان تأمین کننده بخش عمده­ای از منابع مالی دولت جایگاه بالایی دارد. درآمدهای مالیاتی انواع مختلفی دارد که به دو دسته اصلی مالیات‌های مستقیم و مالیات‌های غیرمستقیم تقسیم می­ شود. در ایران برخلاف کشورهای پیشرفته و برخی کشورهای در حال توسعه، درآمد ناشی از مالیات‌های مستقیم بیش از درآمد مالیات‌های غیرمستقیم است.

 

در بین مالیات‌های مستقیم، درآمدهایی که ناشی از مالیات اشخاص حقوقی است، بخش عمده­ای از درآمدهای مالیاتی را تأمین می­ کند و به همین دلیل توجه خاصی به مالیات اشخاص حقوقی می‌شود. دولت برای دستیابی به مالیات قابل اخذ از اشخاص حقوقی، باید پروسه نسبتاً طولانی­ای را طی کند که بعضاً این فرایند چندین سال طول می­کشد. طولانی شدن پروسه وصول مالیات از مؤدیان مالیاتی باعث کاهش کار آیی بودجه تصویب‌شده دولت و در نتیجه مواجه‌شدن با کسری بودجه برای دولت را در پی دارد؛ ‌بنابرین‏ دستیابی به موقع به درآمدهای بودجه شده دولت کمک شایان توجهی به تأمین هزینه های دولت می­ کند؛ ‌بنابرین‏ باید راهکارهایی برای وصول سریع و به موقع درآمدهای مالیاتی اندیشید. از این رو، سازمان امور مالیاتی تمهیدات مختلفی برای وصول هر چه سریع‌تر مالیات اندیشیده است که یکی از مهم‌ترین این تمهیدات برای اشخاص حقوقی، تصویب ماده ۲۷۲ قانون مالیات‌های مستقیم (ق.م.م) است که به موجب این ماده قانونی، امکان استفاده از ظرفیت‌های تخصصی و حرفه‌ای در امور مالیاتی فراهم شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:22:00 ق.ظ ]




الف- چرا حضرت موسی(ع) برای دخترش مهریه سنگین قرار داده است؟ و قرآن این سرگذشت را نقل می‌کند تا برای مسلمانان درس آموزنده باشد و اگر درس منفی بود، قرآن آن را نقل نمی کرد و یا به عنوان انتقاد نقل می کرد.

 

ب- با این که مهریه مال دختر است، چرا در سرگذشت فوق، به عنوان هشت سال کار برای پدر شعیب(ع) قرار داده شده، مگر دختر کالا است که آن را بفروشند. پاسخ: ‌در مورد سؤال اولی، باید توجه داشت که این ازدواج یک ازدواج معمولی نبود، بلکه مقدمه ای بود تا موسی(ع) در کنار پیر مدین، شعیب پیغمبر(ع) بماند و با کسب علم و معرفت در مکتب شعیب(ع) در سالیان دراز به مقام ارجمندی از علم و کمال نائل آید. وانگهی درست است که موسی(ع) در این مدت طولانی برای شعیب(ع) کار می کرد، ولی شعیب نیز تمام زندگی او و همسرش را تأمین می نمود و اگر هزینه زندگی موسی و همسرش را از مزد کار موسی(ع) کم کنیم، مبلغ زیادی باقی نخواهد ماند، نتیجتا مهریه ساده و سبکی خواهد شد، ‌بنابرین‏ مهریه سنگین، مقدمه ای برای تکامل موسی(ع) در مکتب شعیب بوده و زندگی مادی و معنوی موسی(ع) را تأمین می ‌کرده‌است .این که شعیب به موسی(ع) گفت “و ما ارید ان اشق علیک.. من نمی خواهم کار سنگینی بر دوش تو بگذارم و انشاءالله مرا از صالحان خواهی یافت” بیانگر همین مطلب است که منظور سختگیری نبوده، بلکه صلاح و کمال موسی(ع) هدف بوده است. ‌در مورد سؤال دوم: قرارداد شعیب(ع) با موسی(ع) به عنوان وساطت و وکالت از جانب دخترش بوده و با رضایت او انجام گرفته، با توجه ‌به این که (چنان که گفتیم) محصول کار موسی(ع) صرف هزینه زندگی موسی(ع) و همسرش می شده است. نکته آخر این که با توجه ‌به این که به اراده خداوند رسالت سنگینی در آینده به عهده حضرت موسی(ع) گذاشته می شود و آن رویارویی با فرعون و نیز داشتن قومی لجوج و بهانه گیر چون قوم بنی اسرائیل بوده است از این رو طبق مشیت الهی لازم بود مدتی به کار شبانی بپردازد تا آمادگی لازم را برای هدایت مردم و نیز روبرو شدن با مشکلات و سختی ها را پیدا نماید. از این رو این مدت شبانی نسبتا طولانی علاوه بر این که از حضرت شعیب(ع) در جهت علم و کمال بهره می‌برد و علاوه بر این که تمام زندگی او و همسرش توسط حضرت شعیب(ع) اداره و تأمین می شد، فرصتی مغتنم برای حضرت موسی(ع) بود تا آمادگی لازم را برای رسالت آینده خویش به دست آورد.

 

۱-۴-۱-۲- روایات

 

۱-روایت وشاء از امام رضا علیه السلام: “لو أن رجلاً تزوَّج إمراه و جعل مهرها عشرین ألفا و جعل لابیها عشرهً آلافِ کان المهرُ جائزاً والذی جعل لابیها فاسدا- اگر مردی با زنی ازدواج کند و مهر او را بیست هزار درهم قرار دهد و برای پدرش نیز ده هزار درهم قرار بدهد مهر جائز است و آنچه که برای پدرش قرار داده باطل است”. [۳۱]

 

این روایت صحیح از یک سو هم دلالت بر صحت مهریه متجاوز از مهر السنه می‌کند و هم اینکه مهریه را مختص دختر دانسته و انصراف آن به غیر را باطل می‌داند.

 

۲-ابی الصباح از امام صادق علیه السلام، سالته عن المهر ما هو؟ قال: ما تراضی علیه الناس- از امام پرسیدم مهر چیست؟ فرمود: آنچه که مردم بر آن تراضی می‌کنند. [۳۲]

 

۳-زراره از امام باقر علیه السلام:” الصداق کل شیءٍ تراضی علیه الناسُ قلَّ او کثرَ متعه او تزویجٍ غیر متعهٍ- مهر هر چیزی است که مردم بر آن تراضی می‌کنند چه کم چه زیاد در متعه باشد یا در ازدواج غیر متعه”.[۳۳]

 

۴ـ عن ابی عبدالله(ع) فی المرئه تهب نفسها الرجل ینحکها بغیر مهر: فقال: “انما کان هذا النبی(ص) و اما غیرعه فلایصلح هذا حتی یعوضها شیئاً یقدم الیها ان یدخل بما قل او کثر و لو توب او درهم و قال: یجزی الدرهم”. امام صادق(ع) درباره زنی که بدون مطالبه مهر به نکاح با مردی راضی شده باشد فرمود: ازدواج بدون مهر از اختصاصات پیامبر اکرم(ص) است و برای دیگران چنین امری جایز نیست مگر آنکه چیزی کم یا زیاد هرچند جامه یا درهمی باشد قبل از زناشویی به همسر خویش بپردازد و در ادامه فرمود: برای مهر پرداخت یک درهم نیز کفایت می‌کند.

 

۵ـ قال رسول الله(ص):” ان الله لیغفر کل ذنب یوم القیامه الامهر امرئه… “

 

پیامبراسلام(ص) فرمود: خداوند هرگناهی‌را در روز قیامت می‌بخشد مگرگناه عدم پرداخت مهر زن.

 

۶ـ عن ابی عبدالله(ع): “فی الرجل یتزوج المرئه و لا یجعل فی نفسه ان یعطها مهرها فهوزنا.”

 

امام صادق(ع) فرمودند: “مردی که زنی را به نکاح خویش درآورد و قصد عدم پرداخت مهر را داشته باشد زنا ‌کرده‌است.”

 

۷ـ قال ابوعبدالله:” اسراق ثلاثه: مانع الزکوه مستحل مهمور النساء و کذلک فی استدان دینا و لم ینوقضاءه». امام صادق(ع) فرمودند: دزدان سه گروهند: آنان که از دادن زکات امتناع می ورزند و کسانی که مهر زنان را به خود حلال می‌کنند و افرادی که قرض می گیرند اما نیت ادای آن را ندارند.”

 

۸ـ تعریف مهر از نظر امام صادق(ع)” ابن صباح از امام صادق (ع) پرسید که مهر چیست؟ حضرت فرمودند : « هرچیزی که مردم به پرداخت آن توافق کنند “.

 

عنه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

 

“خَیرُ الصَّداقِ أیسَرُهُ .” [۳۴]

 

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :” بهترین مهریه ، سبکترین آن است” .

 

کم مهریه بودن زن چه مزیتی دارد؟

 

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

 

“أفضَلُ نِساءِ اُمَّتِی أصبَحُهُنَّ وَجها وأقَلُّهُنَّ مَهرا . “

 

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

 

“بهترین زنان امّت من ، خوبروترین و کم مهریه‏ترین آنان هستند” . [۳۵]

 

۹-حضرت امام صادق(ع)

 

“خوبی زن آن است که مهرش کم باشد و شومی زن آن است که مهرش گران باشد”.[۳۶]

 

۱-۴-۲-کارکردها و ‌حکمت‌های مهریه

 

مهریه چند فلسفه و حکمت دارد

 

الف – احترام و تکریم زن

 

‌به این ترتیب که او مطلوب است نه طالب، کسی است که مرد به دنبالش می رود، نه او به دلیل مرد، پس مرد در طلب اوست و به او عطا می‌کند. برعکس ملت هایی که زن در آن مکلف است از ثروت خود یا خانواده اش به مرد مبلغی بدهد، تا ازدواج او را بپذیرد.

 

مهر مبین ارج و احترامی است که مرد برای همسر خود قائل است و اگر چه احترام منظور در جمع با اجباری بودن مهر و نیز نحله اجباری موضوع تبصره ۶ قانون اصلاح مقررات طلاق ، محل تأمل است . لکن ، مقدار آن چیزی جدای از نفس اجباری آن است .

 

این رسم و قاعده در بین هندوها و برخی دیگر از طوایف رایج است. هنوز میان مسلمانان هند و پاکستان این آثار جاهلی هندویی دوام دارد، بر دوش زن و خانواده او تکلیف سنگینی گذاشته می شود و آنان را به سختی می اندازد، تا آنجا که بعضی خانواده ها به خاطر ازدواج دختران شان تمام دارایی خود را به فروش می رسانند.

 

ب- اظهار رغبت و مودت شوهر نسبت به زن.

 

مرد این مال را به عنوان (نِحله) یعنی عطا، هدیه و هبه به زن پرداخت می‌کند نه به عنوان قیمت و بهای زن، همان گونه که قرآن کریم به صراحت می فرماید:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:28:00 ق.ظ ]